stop blaming me

با حسرت خیره شده بودم به عکسهای رو به رویم. موس را میزدم تو سرش و مانیتور و تصاویرش هم میزد تو سر من. تمام خاطراتی را که با انها داشتم می امد جلوی چشمانم و می دیدم که کوچکترین شباهتی به گذشته ندارند.فقط من مانند گذشته مانده بودم و عین یک عتیقه خاک خورده به اصالت در گذشته ماندنم می بالیدم اما همین خاک و خل باعث دوری من از خیلی ها شده بود. گرد و خاکی که مقصرش من نبودم اما همه فحشش را به من می دادنند. انگاری که خودم خواسته ام همین طور بمانم. در حالی که اصلا تقصیر من نبود. دیگر مدتهاست کارت دعوتی از کسی دریافت نکرده ام و یا حتی دعوت به  بیرون رفتن. اگر قرار و مداری هست من می گذارم و الا کسی حوصله گرفتن شماره تلفن من را انگاری ندارد. کسی همدردم نیست که حداقل بتوانم پیشش یک نجوایی داشته باشم. همان خاک و خل لعنتی.

 دیگر حوصله اشک ریختن به حال خودم را ندارم..حتی باور کنید مدتها بود درد و دل هم نکرده بودم . بعد مدتها دوری و در پستو ماندن با دیدن خیلی از عکسهایی که در نت میبینم تعجب می کنم و برایم سوال پیش میاید که اینجا چه خبر است و فلان..اما احتمالا دیگر سوال هم نمی پرسم چون همین ساعتی پیش از جانب دوستم مورد الطفاط قرار گرفتم که تو چقدر سوال می کنی ریحانه...خب حق داشت بنده خدا چه می داند وضع من چیست..فکر می کند فضولم .نمی شود که توقع درک 100 داشت از همه ملت..ولی دلم به حال خودم سوخت و یکهو انگار عتبقه بودنم بیشتر جلوی نظرم امد. از نت امدم بیرون و به اسمان نگاه کردم..بی خیال دنیا. این نیز بگذرد

/ 6 نظر / 13 بازدید
انجمن ادبی ایرانیان

با سلام بالاخره تمامی زحمات شبانه روزی ما جواب داد انجمن ادبی ایرانیان تا چند روز دیگر آغاز به کار میکند. مکانی زیبا برای ارائه ی همه ی زیبایی هایی که خلق میکنیم و دوست داریم تا دیگران هم این زیبایی ها را ببینند و از خواندنش لذت ببرند. محیطی بسیار جذاب و کاربرپسند با امکاناتی فوق العاده زیبا میخواهیم کتابی بزرگ از ادبیات ایرانیان در فضای مجازی ایجاد کنیم.کتابی که دربردارنده ی مطالب تمامی ایرانیان ادب دوست و ادب پرور باشد. علاقمندان می توانند username مورد علاقه خود را به نشانی anjoman1390@gmail.com ایمیل نمایند.اولویت با عزیزانی است که زودتر ایمیل ارسال نمایند. تمامی عزیزان میتوانند دارای محیطی به آدرس اینترنتی username.adabsara.com باشند. منتظر خبر آغاز به کار سایت باشید

گلچهره

برای برگشتن همیشه وقت هست و حتما یک راهی وجود داره

شبنم

اینکه آدم بتواند هر از گاهی دریچه ی گنداب رو و فاضلاب درونش را بردارد و داخل آن را نگاهی بیندازد شهامت و صراحت زیادی می خواهد

حجت

بله این نیز بگذرد، ولی قبل از اینکه به همه چی عادت کنی به برگشتن هم فک کن .

مرتضی

ادم بعضی وقتا یا اکثر وقتا فکر می کنه که دیگران وضع بهتری دارن ولی وقتی عمیق میشی میبینی که خیلی ها مثل ما هستند یا شاید بدتر از ما .اگه میتونی و اهل حرف حساب هستند با پدر و یا مادرت صحبت کن . دیدن گذشته بد نیست ولی به نظر من حسرت خوردن برای گذشته و اشک ریختن براش مثل پول دادن برای سیگاره . بد نیست یه سرگرمی ورزشی داشته باشی . ببخشید حرف های من مثل جوونا نیست . من 43 سال دارم و این دورانو گذروندم .

گلچهره

وقتی خیلی فاصله میگیری میشینی و دقیق فکر میکنی که دلت چی میخواد بعدش راههای رسیدن بهش رو بررسی میکنی.وقتی تو مسیر خواستن و بدست آوردن چیزی قرار بگیری ناخودآگاه مسیرش هم هموار میشه حتا از یه جاهایی که خودتم نمیفهمی