هم فکری

اولا خواهشا نگویید این مطلب نمینویسد. به جان عزیزتان نوشته ام اما در حالت پیش نویس مانده چون ادیت درست و حسابی ندارد. بنده سالم هستم کماکان و جدیدا با دعای خیر شما عزیزان توانسته ام به جای ساعت 11-10 ساعت هشت و نیم صبح از خواب بیدار شوم که این خودش کلی جای تقدیر دارد

دوما الان یک مسئله ای برایم به وجود امده و میخواهم با طرح یک پرسش بنیادین به آن پاسخ دهید: تا به حال برایتان پیش امده که تصمیم یا کاری را به صورت خودسر انجام داده باشید و بعد بخواهید به والدین یا دوست و یا همسرتان اطلاع دهید به گونه ای که موافقت کند چون در غیر این صورت برای شما بد میشود زیرا شما تصمیم را از قبل گرفته اید(با فرض اینکه بدانید طرف مقابل ممکن بود با آن کار یا تصمیم مخالفت کند)

الان من در یک همچنین وضعیتی هستم و تا 26 ام بیشتر فرصت ندارم ...چه غلطی بکنماسترس

/ 6 نظر / 3 بازدید
mohammad

فیزیک بعد ها ثابت خواهد کرد که.. در روزهای بارانی جای خالی آدم ها... بزرگتر می شود...!

گلچهره

تا نگی موضوع چیه وجدانا نمی تنم هیچ کامنتی بهت بدم.

صابر

مفهوم استراتژی دقیقا در چنین جاهایی فهم میشه در این شرایط بوده ام پیشتر و به وفور و هممونم بودیم حالا قصه اینه که با دادن فکت هایی از موضوع باید بازخورد بگیری و هر بار استراتژی جدیدی طراحی کنی ضمن اینکه برای ابتدای کار مدیریت بحران کنی یعنی حداقل در سه سطح متوسط، خوش بینانه و بدبینانه به طراحی سناریوهای مختلف بپردازی که مثلا اگه گفتی و خیلی ناراحت شدن چه کار باید کرد و ... بعد از این عملیات هم دیگه حتی میتونی بری کنکور ارشد استراتژی بدی! :D

ماجراهای مریمی

اوووووووووووه بلیط تئاتر دیگه چیزی‌ه؟ من فکر کردم شوهر کردی [قهقهه] صاف بیا بگو فلان جا فلان تئاتر ه. خریدم بلیط‌ش رو. ذوق هم بکن که بلیط گیرت اومده [نیشخند]

ریحانه

به نظر من همه تلاشت رو بکن که ددی راضی شه چون حیفه واقعا[ناراحت] بالاخره رگ خواب ددی باید دستت باشه دیگه مگه نه؟

ممول

کامنت پایین مال من بود