نجات شکوندی

امروز بعد از سحر نشستم و فیلم ((وقتی همه خوابیم)) رو دوباره دیدم و واقعا به اندازه دیدن یک فیلم خارجی خوب لذت بردم. الان داشتم فکر میکردم. چقدر هوس دیدن یک فیلم خوب و شنیدن یک داستان جدید را دارم. استاد بیضایی کجاست. سگ کشی را با اینکه در سن کم دیدم اما دوست داشتم. به شدت از دیدن فیلم لذت بردم. با اینکه یک بار فیلم را دیده بودم(به ندرت پیش می اید فیلم ایرانی را دو بار ببینم به استثنای چند فیلم) به جق مژده شمسایی بهترین بازیگری بود که میتوانست در نقش چکامه چمانی جای گیرد. برای اولین بار با نقش نجات شکوندی بازیگری به نام علیرضا جلالی تبار را شناختم که فیزیک مردانه و صورت سردش از خصوصیات بارزش بود. حالا دارم بعد از بازی در سریال راما قویدل که نقش همسر میترا حجار را داشت دوباره در سریال راز پنهان بازی اش را میبینم(گرچه افت محسوس در بازی اش کاملا مشهود است)

فیلمی که دیالوگهایش عین نثر است و بازی های تئاتری اش باعث جذابیتش شده.. حالا بیشتر از 6 ماه از اخرین باری که فیلمی خوب دیدم میگذرد. اخرین بار فیلم خوابم میاد رو در سینما دیدم که واقعا نا امیدم کرد.قبل از ان را یادم نمی اید.الان تابستان است و بیشترین وقت بیکاری و سینما های خالی....به جای مغز اگر گردو درون جمجمه های مسئولین سینمایی بود باور بفرمایید سینمای ما بازدهی بیشتری داشت

به قول گلچهره در یکی از پستهایش(نقل به مضمون) چند وقتیست دلم بغل می خواهد...چرایش را نمی دانم .

حرف برای گفتن بسیار است اما اکثرا غیر سینماییست...وبلاگ گیس طلا را که میخوانم دلم میخواهد دوباره برگردم به دورانی که ارزوی اول و آخرم نویسنده شدن بود. احتمال زیاد بعد از قبول شدن در ارشد واقعا سفت و سخت بچسبم به نویسندگی . فیلمنامه نویسی.نمیدانم چرا ما ادمها رویاهایمان را دست کم میگیریم ...شاید روزی واقعی شدند

/ 11 نظر / 49 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیدی لیلی

من فیلم خوابم میاد رو ندیدم.ولی خیلی دوست دارم ببینم[نیشخند]

لیدی لیلی

راستی جه عجب که اومدی.دلمان برایت تنگ شده بود

مرتضی

ایکاش به جای انکه فردا تصمیم بگریم و غبطه ی گذشته را بخوریم امروز درست تصمیم بگیریم

لیدی لیلی

ها شرمنده اشتباه شد.این فیلم رو دوست دارم

گلچهره

عزیزم بغل خواستن بغل خواستنه دیگه دلیل نمی خواد که. برم این فیلم و بخرم ببینم .فیلم شب های روشن رو هم بیستاب به من گفته بود خریدم دیدمش عالی بود.

تنهایی های من

سلام تمام این مدتی که نبودم همیشه تو گودرم می خوندمتون و از تمام پیشنهادات و نقداتون در مورد سریال ها و فیلم ها استفاده می کردم حضورتون در غیر منتظر ترین لحظه مایه دلگرمی بود مرسی از خوبیتون

ایمان

جای همگی خالی دم دمای سحر نشستم «دیشب باباتو دیدم آیدا» رو دیدم و بعد شروع کردم دوره خونه راه رفتن و آخر سر رفتم سرِ یخچال و یه دونه از این شیرینی ها که آیدا آخر فیلم رو به دوربین گاز می زنه رو برداشتم جلوی آینه ایستادم، چشامو بستم و دلی از عزا در اووردم. لذتی بود بس وصف ناپذیر. به این فیلم اون هم توی همچین شبی نیاز داشتم!

سعید

معلومه خیلی سینمایی هستی. من هم مدتی دنبال Iron Lady هستم ولی هنوز ندیدم.آخه با تاچر هم سنم![خنده]

فائزه

امکان نداره مرگ یزدگرد رو ببینی و عاشقش نشی. همه چیزش درجه یک است.من با دیدنش به پرواز درمیام

فائزه

نمیدونم هست یا نه. من چند سال پیش توی ماهواره دیدم ضبطش کردم روی نوار وی اچ اس.نمایشنامه اش رو دارم.اگر بخوای واست ایمیل میکنم.