نویسنده تنبل

فعال شدم به شدت. دلیلش را نمیدانم.همچنان دنبال کار میگردم. اولین گزینه برای شروع کارم تدریس زبان است. اما از امتحانش میترسم. میترسم قبول نشوم. خب همه موسسات تقریبا یاد گرفته اند و اول بسم الله یک پولی به عنوان امتحان تدریس میگیرند. اگر حساب کنید من بخواهم 4-5 تا موسسسه بروم برای اینکه ببینم ایا من را استخدام میکنند یا نه سر انگشتی باید 40-50 تومن بپردازم .بعد دیدم خب چه کاری است . بگذار بروم یکمقدار کلماتی که در این چند سال خواندم را مرور کنم بعد بروم برای استخدام.فعلا زمان جذب مدرس 2 تا موسسه را با همین ایده از دست داده ام.در زمینه فعالیت  های فشرده ام نشسته ام 3-4 تا فیلم دیده ام و دیدن سریال دکستر را هم تقریبا شروع کرده ام. فیلم خوابم میاد رضا عطاران را هم همراه خانواده دیدیم. واقعا فکر نمی کردم فیلم این چنینی باشد. افتضاح نبود اما اصلا درحد توقعم نبود.نیمه اول فیلم انسجام داشت اما نیمه دوم فیلم فقط در حد چند شوخی با بازی خوب عطاران باقی ماند. وجود و چرایی ویشکا اسایش و محب اهری و سروش صحت برایم مشخص نشد..بازیگرها انگار در حد نصفه نیمه معرفی میشدند.اکبر عبدی عالی بود. اما بازی خوب 1-2 بازیگر ژیش برنده یک فیلمناه ناقص نیست. انسجام خرده داستانهای رضا در نیمه اول فیلم با اینکه تکه تکه است اما به نظر ژیش برنده تر از نیمه دوم است.

2- فیلم little miss sunshine را دیده اید. فیلم جالب و سرگرم کننده ایست. فیلم را کامل ندیده بودم.اما حدود نیم ساعت اول فیلم را دیده بودم. داشتم کانالهای تلویزیون را میپیمودم تا ببینم چیزی برای دیدن پیدا میشود یا نه. شبکه ((ای فیلم)) داشت تبلیغ یک فیلم را نشان میداد که قرار بود اخر شب نشان دهد. خیلی فرم فیلم اشنا بود. شب زدم ای فیلم و با دیدن دایی قصه که دو مچ دستش را باند پیچی کرده فهمیدم بععلههههههههه. این همان فیلم  است. اقای بیژن بیرنگ امده دیالوگ به دیالوگ فیلم little miss sunshine را به صورت ایرانی به نام ((برندگان)) درست کرده.یعنی حتی نکرده فیلم را ایرانی کند. بلکه حدود 90 ٪ دیالوگها را به صورت فارسی ترجمه کرده و حتی جای بازیگر ها را موقع نشستن پشت میز هم تغییر نداده. من نمیفهمم الان به این میگویند اقتباس و یا کپی کاری؟

بازیگرها افتضاح بودند برای نقش ها ,منهای پدر بزرگ قصه.نقش پدر خانواده را علی عمرانی و مادر فاطمه گودرزی و ..دایی= رضا یزدانی...پسر خانواده= اسمش را حفظ نیستم همانی که در وضعیت سفید نقش پسری را داشت که از سربازی فرار میکرد. در ورژن اصلی یکی از صحنه ها پدربزرگ از دایی میخواهد که برایش مجله پو-رن بخرد و دایی میخندد و قبول میکند که البته این مجله ها بعدا در قسمتی که پلیس به ماشین گیر میدهد  باعث نجات پدر خانواده میشود. جناب بیرنگ امده اند ان تیکه فیلم را با تغییر دیالوگ فیلم به این صورت که ((دایی میگوید میخواهد نوشیدنی خنک بگیرد و از ژدربزرگ میپرسد که ایا او هم میخواهد یا نه)) تغییر داده. خب وقتی این قسمت به درد نمیخورد برای چه ان را ژخش میکنی؟...کل قضیه ورژن اصبلی اینست که مسابقه دختر شایسه برای دختر های خردسال است و olive دختر 6-7 ساله خانواده برای مرحله نهایی انتخاب میشود و کل خانواده فرصت دارد ظرف مدت 2 روز خودش را به محل مسابقه برساند. الیو برای مسابقه استعداد ها و یا همان دختر شایسته خودمان رقص را تمرین کرده. ولی الیو از نظر ظاهری کمی چاق است و اصلا عشوه و ادا ندارد در حای که دختر بچه های دیگر زیر خرواری از ارایش و عشوه های انچنانی اند. لیدر الیو در این مدت برای اماده شدنش به مسابقه همین پدر بزرگش بوده. حالا شما فرض کن این جریان دختر شایسته که قابل پخش نیست در ایران. اقای بیرنگ ان را به جشنواره استعداد های کودکان تغییر داده و  دختر ایرانی قصه که اسمش رویا است قرار است بخواند. این که ورپن ایرانی چقدر تصنعی در امده بماند. من مانده ام چرا این کار توسط بیپن بیرنگ انجام شده. کسی که خانه سبز او هرگز از یادها نمیرود و با مجموعه بفرمایید شام ایرانی دوباره داشت جا پای خود را محکم میکرد.....بخواهم در مورد تفاوت ها و جک های این فیلم بگوید چشمانتان خسته میشود پیشنهاد میکنم ورپن اصلی فیلم را ببینید و لذت ببرید

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩۱/٤/۸ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()

در پست قبل به احتضار مردم همیشه در صحنه رساندم که 3-4 عدد سرنگ از خون من در شیشه شد و اما بقیه ماجرا حدود10 روز بعد:

قبل از شروع ماجرا چند تا قبل نوشت داشتم

1- برنده شدن گلدن گلوب  مرا خوشحال کرد البته نه در حد غش و ضعف اما از اینکه مردم دنیا متوجه شدند در ایران عصر شتر سواری تمام شده و فیلمهای خوب هم ساخته می شود خوشحالم . حالا نامزدیش برای فیلنامه ارجینال و بهترین فیلم غیر انگلیسی شادیمان را دوچندان نمود

2-ماجرای گلی خانم و عکسی که ماجراهای بسیار با خود داشت تنها از یک جهت به من مربوط میشد و ان هم از این نظر بود که امیدم به طور کامل برای برگشتنش به ایران نا امید شد. بازی خوب او وزیبایی صورتش غیر قابل انکار بودند اما به شخصه از انداختن ان چنین عکسی اصلا خوشحال نشدم. بدتر از ان اراجیفی بود که بچه ها پای ان عکس و نامه رمان نویس معروف عباس معروفی در مدح عکس نوشته بودند. برخی از کامنتها که واقعا از روی عقده بود بعضی دیگر تا حدی منطقی بود اما در کل جالب بود که بی لباسی و یا لباس دار بودن یک نفر چقدر در وضع مملکت ما تاثیر گذار است :d

حالا ادامه ماجرا: هیچی دیگر خون تو شیشه شده ما برای پاره ای از موارد  مورد ازمایش قرار گرفت و محققان و پزشکان به این نتیجه گرفتند که اهن خون بنده دقیقا یک میلی متر با کف زمین فاصله دارد فلذا بر ان شدند که با قرص اهن و ویتامین ب ان را مداوا سازند بعد از شنیدن خبر مسرت بخش مداوا شدن باز هم به رسم یاد بود بنده برای خود تارتی از اناناس خریداری نموده و لذتش را بردم.(کلا ولم کنید همش تو شیرینی فروشیم )دکتره رژىم غذایی و عادتهام رو که شنیده بود تو کف بود من چطوریه که لاغر موندم. الان مدتی است که قرصها را به ضرب یک لیتر اب روانه بدن می کنم فقط سختی اش اینست که انگار معده باید موقع خوردن قرص اهن خالی باشد که خب در طول 24 ساعت تقریبا این اتفاق به ندرت برای معده من می افتد

و اما دلخوشی این روز های من

 

از میان خیل عظیمی از شخصیت های داستانی و سینمایی که به ندرت در کشور خودمان و به کثرت بسیاری را از ادبیات داستانی اروپا و امریکا  دیده و یا راجبشان خوانده بودم مسلما یکی از محبوب ترینشان برایم شخصیت شرلوک هلمز بوده و هست. جرمی برت با آن هیکل عصا قورت داده و ان صورت سنگی اولین تصویری است که معمولا با شنیدن نام شرلوک در ذهنمان نقش می بندد. پخش سریال شرلوک هلمز در تلویزیون ان هم به صورتی مدید با بازی جرمی باعث این اتفاق است.به نظرم شرلوک نمونه نابغه انسان امروزی بود و این هوش سرشار باعث میشد این ادم منزوی باشد چون عملا به خاطر نبوغش قابلیت برقراری ارتباط با افراد معمولی را نداشت

شبکه بی بی سی اقدام به تهیه نسخه مدرن این داستان البته به صورت مینی سریال کرده بود. کمی دیر در رابطه اش نوشته ام اما اشکال ندارد. فصل اول سریال در سال 2010 در 4 قسمت پخش شد. . منتظر فصل دوم ان بودیم که در اوایل ژانویه امسال قسمت اول از سیزن دوم ان پخش شد و من به نظرم در کل این دو فصل خارق العاده ترین اپیزود ان همین اولین قسمت از فصل دو سریال است. داستان شرلوک جدید و دکتر واتسون در انگلستان امروزی می گذرد. شرلوک و واتسون هر دو بلاگ می نویسند و فضای ارتباطی انها و پیگیری اخبار نیز تا حدی به اینترنت وابسته است.

جیمز موریاریتی را خاطرتان هست همان بد من قصه که در مقابل شرلوک بود فردی که زیرکی خاصی داشت و یکی از اهداف زندگیش از بین بردن شرلوک بود. خب در اینجا هم ما شاهد او هستیم اما در این مینی سریال جدید او یک نابغه سایبری نیز هست.صحنه  ملاقات موریاریتی و شرلوک هم جزو صحنه های خوب سریال و پایان بندی قسمت سوم سیزن2 سریال و نحوه ابراز احساسات واتسون در انتها ی فیلم  هم جزو قسمتهای مورد علاقه من است. 

شرلوک همیشه شبیه برایم یک جور مدینه فاضله برای نوع بشر بوده. کسی که بیکار نیست . کسی که هیچ  چیز برایش بی معنی نیست. از گرد و خاک روی سر سوزن پی به دهها نوع نتیجه گیری منطقی میرسد. باید اعتراف کنم به شدت به دقت و ظریف بینی این شخص حسودم

جمله ای که شرلوک در تاکسی به واتسون گفت به نظرم بسیار درست بود: you just see, you dont observe. (اگر جمله بندی را دست به خاطر سپرده باشم)

نقش این شرلوک مدرن را Benedict Cumberbatch بازی کرده  واتسون را جناب فری من و موریاریتی هم به وسیله Andrew Scott به معنای واقعی کلمه به صورت یک فرد بیمار روانی و با هوش به نمایش گذاشته شده..کار باقی بازیگر ها هم عالی است. حتما ببینید

این هم وبلاگ دکتر واتسون که در ان در رابطه با خودش و شرلوک  می نوشت

http://www.johnwatsonblog.co.uk/

نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٢ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()

بیشتر از این که در این مدت فیلم دیده باشم سریال دیده ام. بعد از دکتر هاوس به سراغ گریز اناتومی رفتم grey´s anatomy))و باید بگویم نروید و نبینید به چند علت:

 

 

 

1-مسلما مانند هر فرد عادی دیگر در هر کشوری ما هم بعد از دیدن سریال ها و فیلم های خودمان به سطح کیفی انها عادت می کنیم و متوجه شدت مفتضح بودن انها نمی شویم نمونه بارز این اتفاق را می توانیم در سلیقه ادمهای دو رو برمان در دیدن فیلمها ببیینم..شما تصور کنید مردمی که فیلم اخراجی های 3 را فیلمی عالی و شاهکار می دانستند به نظرتان تا به حال به جز فیلمهای و سریالهای وطنی چیز دیگری دیده بودند و یا کسانی که پول بلیط بابت فیلم زندگی با چشمان بسته داده اند تا به حال یک درام با محوریت موضوع رابطه احساسی خواهر و برادر دیده اند. مسلما نه...می دانم در کشوری مسلمان زندگی می کنیم و برای نشان دادن نوع روابط در فیلم دچار محدودیت هستیم(البته این به نطرم خودش عذر بدتر از گناه است)اما این دلیل بر این نمی شود که همین روابط را شبیه خاله بازی دختر بچه ها نمایش دهیم..هنوز که هنوز است بچه ها به والدینشان در فیلمها می گویند پدر و مادر در حالی که در دنیای واقعی ما می گوییم مامان و بابا..در دنیای واقعیوقتی مرد خسته از سر کار به خانه می اید معمولا لبخند به لب ندارد و معمولا با لباس بیرون در خانه چرخ نمی زند بلکه تی شرت و شلوار خانه را می پوشد..در دنیای واقعی صحبت های مادر و پدر با بچه هایشان انقدر مودبانه و کتابی نیست و همین طور صحبت های همسران با هم گاهی ...دیگر بیخیال صحنه پردازی و طراحی لباس می شوم که کاملا جک هستند.(بیشترین روی صحبتم با سریال سازهاست ) حالا وقتی بعد از مدتها میروید و یک سریال و یا فیلم خارجی را میبینید ناگهان احساس می کنید همه چیز واقعی است و تمام انچه را که تا به حال دیده اید کارتون پت و مت بوده ..پس لطفا نروید و نبینید

2-فکر کنم دلیل اول کاملا قانع کننده بوده باشد اما حالا اگر خیلی سمج هستید و حتما می خواهید دنباله رو دیدن سریال باشید: خب واقعیت تلخ تر ان است که ما جماعت ایرانی (پیر و جوان و مجرد و متاهل همه با هم) از نوعی بی شعوری رنج میبریم که تقریبا می توانم بگویم نا خواسته به ان دچاریم.خود من در صدر قرار دارم که بعدا به کسی بر نخورد..هر کس به سهم خویش از این دریای بیکران بیشعوری به قدر وسع خویش پیاله ای پر کرده و دارد کوفت می کند. تا زمانی که سریال ندیده اید به بیشعوری خود پی نمی برید(به جان خودم)

 

 

قضیه ازاین قرار است همان طور که چشم شما به به دیدن فیلمهای سخیف و خواندن رمانهای بی مزه ایرانی (به استثنای برخی فیلمها و کتابها البته) عادت می کند می تواند به دیدن نوع روابط ادمها هم عادت کند.بچه ای که عادت دارد ببیند پدر ش سر مادرش داد میزند , زنی که یا گرفته یکی از وطایف اصلی او پخت و پز است و روابط دوستانه و همصحبتی فقط برای روابط دوست دختر و دوست پسری است . مردان و زنانی که یاد گرفته اند برای محبت دیدن باید باج داد...و ما هایی که عادت کرده ایم حتما در هر سریال یکی باید عروسی کند و یکی دیگر همین طوری 24 ساعته متحول بشود...توصیه اکید دارم خواهشا سریال نبینید..جان هر کسی که دوست دارید سریال نبینید. من منکر این نیستم که سریال ها و فیلمهای سینمایی هر کشوری به طور صد در صد نشان دهنده فرهنگ و رسومات ان کشور نیست ولی اگر حتی فرض بر این باشد که هر فیلم و سریال نمایش دهنده 60 یا 70 درصد فرهنگ ان جامعه هم باشد باز هم کلاه ما پس معرکه است.کلاه ما پس معرکه است چون خیلی از رفتار هایی را که یک زوج مسلمان و یا اصلا یک زوج اریایی باید داشته باشد نداریم و فقط ادعای ان را چندین سال است که یدک می کشیم. ادعای بزرگی و وجود داشتن یک بزگتر در خانواده چیزی است که تقریبا در خانواده های ما مرده...وجود پدر و مادر های راهنما و عاقل چیزی نادر است پس بیایید شروع کنیم به یاد گرفتن و دست از ادعا برداریم..

 

 

سریال ها را نبینید و یا اگر میبینید یاد بگیرید. حتی اگر شده قدر همان بوسه هایی که بین بازیگران رد و بدل می شود..اگر هر زن و مردی قدر همان بوسه  اظهار محبت به هم را یاد بگیرند حدا قال 10 قدم از این وضعیت فعلیمان فاصله میگیریم

3-معتاد می شوید و تا به حال هیچ راه علاجی برای درماان اعتیاد دیدن سریال شناخته نشده

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٠/٩/۸ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()

شروع از اول هر چیزی برام سخته برای همین از وسط هاش می نویسم...اصلا بی خیال امروز حالم خوب است نمی خواهم حالم را خراب کنم. راجب ماجرای پردردسر اینترنتمان می نویسم

ایرانسل از اوایل اسفند اگهی داده بود که مودم رایگان وایمکس را به همراه تخفیف ویژه برای طرح نوروزی اش اماده ارائه دارد. بعد از 2 روز کلنجار رفتن با سایت زیبایشان و فرستادن مقادیری درود و سلام بر خاندان ایرانسل بالاخره ثبت نام را انجام دادم و قپس از واریز مبلغی در حدود 86 تومن قرار بر این شد که اوایل عید مودم را تحویل بگیریم. نزدیک اوایل عید یعنی 12 فروردیم مودم را برای ما اوردند. بماند که به ما گفتند بعد از نصب وایمکس برای شما اس ام اسی می اید مبنی بر اینکه یک مقدار مبلغی را باید بریزید وگرنه سرویستان وصل نمی شود.مرد جوانی بعد از یکی دو تماس به منظور پیدا کردن ادرس به خانه مان امد و مودم را وصل نمود. در موقع وصل کردن هیچ مشکلی نبود و مودم روشن شد و ما ماندیم منتظر اس ام اس فعالسازی که وقتی امد شیرجه بزنیم طرف مودم. اما کاز ان جایی که خداوند کلا با مسئله دارد تا اس ام اس امد رفتیم که مودم را روشن کنیم اما دریغ از یک چراغ روشن..اداپتور اصلا گرم نمی شد . فهمیدیم مودم خراب شده و یا حداقل اینکه مشکل برق رسانی دارد. این که می گویم کاره خداست و خداا کلا با من مساله دارد سر همین است که از موقعی که ان اقا رفت  مودم حتی میلیمتری از جایش تکان ندادیم اصلا لمسش هم نکردیم حالا برای دفعه دوم که بخواهد روشن شود برای مه ناز و عشوه می اید. تو این هاگیر واگیر اس ام اس هم امد که باید 11 تومن دیگر پول بریزید تا ما حسابتان را فعال کنیم. ددی دیگه حسابی عصبانی شده بود زنگ زدیم پشتیبانی گفتیم اخه چه مسخره بازی ایه . 86 تومن دادیم حالا شما میگین تا 11 تومن دیگه رو هم ندین راه نمی اندازیم. داد و هوار پشت گوشی بیچاره که ککه شما اول بیا مودم خرابت رو درست کن بعد 11 تومن طلب کن. وصل کرد به مدیر پشتیبانی . ددی گفت اقا شما بیا دم خونه من بهت 12 تومن اصلا میدم. یارو هم کفری شد گفت اصلا پول نمی خوایم ددی هم کم نیوورد گفت تو اصلا نمی تونی پول نگیری. بالاخره قرار شد ظرف 72 ساعت اینده مودم را تعویض نمایند.

قبل از خرید من حسابی راجب سیستم وایمکس ایرانسل تحقیق کرده بودم. ناراضی زیاد داشت اما خب قیمتش نسبت به بقیه جاها کمتر بود( به استثنای مبین نت- چون منطقه ما رو پوشش نمی داد نتونستیم بگیریم) و دیدم نسبت به سالهای قبل رشد فرکانسی خوبی داشته.به هر حال هنوز تو ایران وایمکس یه مقوله جدید به حساب میاد یادمه برای ای دی اس ال هم همین بساط بود بعدش درست شد و الان خیلی ها از ای دی اس ال استفاده می کنند. مطمئنم برای وایمکس هم همینطور میشه


همه چیز را موجز نوشتم و الا توضیح قضیه بسیار بیشتر بود.در عید یک فیلم هندی به اسم ((من خان هستم)) را دیدم. باور کنید عمرا ایران بتواند تا 10 سال اینده هم چنین فیلمی بسازد. بعد از مدتها یک فیلم هندی دیده بودم. یک فیلم خوب

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/۱/۱۳ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()

در ابتدا خرسندی خود را از دو مقوله ابراز میدارم١- بارش برف به طور کاملا غافلگیرانه

٢- اکران فیلم جدایی نادر از سیمین در  عید

بعضی چیزها تکرارشان باعث عادت نمی شوند یعنی عادت که نمی کنی هیچ بلکه حالت تهوع هم می گیری. مثال بارز و عینی ان همین کلیشه های سینما و تلویزیون . فکر کنم از حالت تهوع هم چیزی ان طرف تر رفته. مردم سر شده اند دیگر. پدر من گاهی د راین سریالها به قسمت های کلیشه اش که میرسد ( حتی اگر فیلم یا سریال تراژیک باشد)می زند زیر خنده..ببینید تو را به خدا عکس العمل مردم به کجا ها رسیده..یه چند تا نمونه می اورم دور هم شاد شویم.

1- طرف موقع کابوس دیدن عین ادمها سرزبون دار شروع میکنه به صحبت انگار نه انگار خوابه

2- باز هم کابوس..بازیگر مورد نظر حتما بعد از دیدن یک عدد کابوس باید به طور 90 درجه روی تخت نشسته و میزان 1 لیتر عرق روی صورتش باشد

3-خان یا اقایی دارد نماز صبح می خواند پنجره هم باز است یک باد ملایمی هم باید بوزد و اگر نه معنویت زیر سوال می رود

4- پسر بده قصه به موهایش ژل زده

5- دختر بده قصه شال قرمز دارد( یعنی من که لباس شب قرمز دارم چی هستم؟)

6- خوانواده های مذهبی تو خونه لباس خواب تنشونه

7- پیرزن ها مذهبی توی خونه چادر بستند دور کمرشان

8- طرف رو از اتاق عمل اوردن بیرون از ارایش شب عروسی چیزی کم نداره فقط رژش کم رنگه

9-نفر اول می پرسه : خوبی؟ نفر دوم با تمام عضلات صورتش شک و دودلی و ناراحتی را نشان می دهد بعد می گوید اره..اره..خوبم.نفر اول هم باور می کند

10-ادم خوبه قصه حتما رفته جبهه

11-شام موقعی پولداری است که نوشابه زرد سر سفره باشد

12- اولی میگه اخه..دومی: دیگه اخه نداره

13- دیالوگ ماندگار سینمای ایران: دیگه خسته شده ام..بریدم

14- مامان بابا کجاست؟...عزیزم پدرت رفته پیش خدا

15- الناز شاکر دوست

16- جواد رضویان. احمد پور مخبر. شفیعی جم

17- نفر اول نفر دوم را صدا می کند طرف بر می گردد می گوید چی شده..چیزی می خواستی؟..نفر اول می گوید.نه..هیچی

18-مرده ها تو خواب با لباس سفید ظاهر میشن

19- تو خونه های قدیمی همیشه شبها مهتابیه

20- در تعقیب و گریزها زنه با سرعت 1 متر در ساعت میدود ولی مرده با سرعت 4 برابر بهش نمیرسد

٢١- نفر اول: چرا این قدر رنگ و روت پریده. دوربین فرد مقابل را نشان می دهد..از من رنگ و رخش پر رنگ تر است

٢٢-پسره نگاه می کنه به دختره بعد سرشو می گیره پایین بعد انگار دوزاریش می افته که عاشق شده عین وزغ شروع می کنه به زل زدن به دختره..اطرافیان هم در این جور مواقع چیزی نمی فهمند

٢٣- سریال ستایش- صحنه های شروع سریال...پسره با ستایش ٢٠٠ کلمه دیالوگ چشم تو چشم برقرار می کنه...اواسط سریال پسره می گه: نه ازم نپرسین رنگ چشماش چه رنگیه چون نمی دونم

٢۴-دختر ها با روسری میروند پارتی

٢۵- هر موقع یکی با کامپیوتر کار دارد  صفحه دسکتاپ را نشان می دهند در حالی که بازیگر دارد ٢٠ انگشتی رویش تایپ می کند

کلیشه ها زیادند..شاید دوباره بیایم بقیه اش را بنویسم

 

نوشته شده در جمعه ۱۳۸٩/۱٢/۱۳ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()


Design By : Pichak