نویسنده تنبل

علاقه ادمیزاد به مادر خود به نظرم حد و مرز ندارد.حتی کسانی که از دست مادر خود ازار دیده اند باز هم عاشق این موجودند.فکر می کنم اسم این بچه ای که جدیدا مورد ازار و اذیت قرارا گرفته بود امنه بود همان که دچار کبودی شدید چشم شده بود..می دانید به چه فکر می کردم به این که این بچه با اینکه از دست مادر خودش و پدرش ضربه خورده است باز هم منتظر بود که در بیمارستان مادرش به ملاقاتش بیاید و یا وقتی درد داشته مادرش را صدا میزده. اینها همه زجر است و در عین حال عشق و معصومیت

می شنویم از گوشه و کنار که فردی که مادرش را از دست داده دیگر مثل قبل نمی شوود و بهتر بگویم به نبود مادرش عادت نمی کند بلکه به ندیدنش عادت می کند.من این جمله را با تمام وجودم قبول دارم چون پدرم را میبینم. بعد از مرگ مادر بزرگم دیگر مثل قبل نشد همیشه به یاد مادرش است و همیشه عکسش پیش رویش و گاه و بیگاه از او یاد می کند.

مادر به صرف یدک کشیدن نام مادر برای بچه عزیز نیست. محکمترین تکیه گاه و تنها قهرمان واقعی انسانها است.قهرمان عاطفی است به هزار دلیل ..قهرمان جسمی است از ان لحاظ که فقط کافی است بفهمد بچه اش در خطر است انوقت نیروی تمام کائنات در وجودش جمع میشود. همین قدر می خواهم میزان معجزه بودن این بشر را بیا کنم که حتی زمانی می خواهیم غر بزنیم و دعوا راه بیندازیم هم پیش مادرمان می رویم

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/۳/٥ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()


Design By : Pichak