نویسنده تنبل

بعد از حدود 3 هفته فیلم ندیدن تماشای یک انیمیشن زیبا انتخاب مناسبی به عنوان پیش غذای من محسوب می شد. همان طور که در دیگر سایتها و مجلات قبلا راجبش  خوانده بودم داستان بکری داشت. (( how to train your dragon)) انیمیشنی پرفروش با درجه 8 از 10 توانسته بود قاپ خیلی از سینما رو ها را در 2010 برباید. داستان  در یک روستای سردسیر روایت می شود که تمام انها وایکینگ هستند و افتخارشان و شغلشان شکار و یا نبرد با اژدها است. در این میان پسر رئیس قبیله که همه او را بی دست و پا می خوانند به طور اتفاقی  پی به نکاتی در مورد دراگونها برده و این شروع وقایع و داستانهای جدیدی در دهکده و زندگی این پسر است.

خود پسر اسم و شخصیت جالبی داشت(hiccup) به معنای سکسکه نام این پسر بود و جثه اش نیز بر خلاف پدر ش کاملا نحیف و لاغر بود. در مورد داستان اسباب بازی ها می گفتند توانسته اشک مردم را دربیاورد( در صحنه ای که دارند اسباب بازی ها را داخل کوره می اندازند و انها دست همدیگر را گرفته و منتظر مرگند)اول به نظرم کاملا مزخرف و خنده دار رسید. با خودم می گفتم مگر این مردم نمی دانستند که بالاخره انها نجات پیدا می کنند پس دیگر اشک ریختنشان چه بوده. اما دیشب به کرات بغض گلوی من را گرفت. نه این که انیمیشن درامی باشد. نه. بلکه ان قدر غرق در داستان شده بودم که یادم رفته بود قضیه داستان است و قرار است همه چیز به خوبی و خوشی تمام شود. واقعا می توانستم گاها با ((هیک اپ )) همذات پنداری کنم.گاهی در دلم حسرت دوستی و رفاقت داخل قصه را خوردم.

همین رفاقت داخل داستان بغض را در گلویم به وجود اورد و الا داستان اصلا درام و غم انگیز نبود.به نتیجه تازه ای در مورد فیلم دیدن رسیدم. این که فیلم دیدن و به خصوص تماشای انیمیشن می تواند نقاط پنهانی از شخصیتتان را پیش چشمتان بیاورد.تا حالا چند دفعه شده که با دیدن یک فیلم تا اخر روز شاد و یا دمق بوده اید. تا حالا چند دفعه شده که با دیدن یک سکانس عاشقش شده اید و دستتان را مدام روی دکمه backward فشردید تا چند دفعه دیگر ان صحنه را برای شما تکرار کند.خودمانیش این می شود که روحتان را قلقلک می دهد.فرقی نمی کند ان صحنه کمدی باشد یا رمانس و یا تراژیک.کاملا در برخورد با این جور اپیزود ها اچمز می شوید.با دقت بیشتری به این صحنه ها نگاه کنید و بعد از فهمیدن علت تاثیر گذاریش شما احتیاجی به پرداخت ویزیت به روانشناس ندارید

اگر دوست داشتید من را در اینجا در ٣ کلمه توصیف کنید

 

نوشته شده در جمعه ۱۳۸٩/۱۱/۸ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()


Design By : Pichak