نویسنده تنبل

سلام...خستگی قشنگی این چند وقت داشتم دوست داشتم کنار یک ادم دیوانه تر از خودم باشم و از خستگی ام لذت ببرم اما خب شانس بد من که دیوانه تر از خودم باز هم خودم هستم.خسته از یاد گرفتن .کمتر وقت نوشتن داشتم. در آن واحد به چندین واحد و کلاس سر و سامان دادن باور کنید کار حضرت فیل است . البته ما یکی چند تن  نابغه در کلاس داریم که دارای شرایط خارق العاده ای هستند.هم ازدواج کرده اند هم سر کار می روند هم درس می خوانند و هم نمره کامل می گیرند.خب زیاد ما به این جور حاشیه های یونی دقت نمی کنیم اینها هدفی جز تضعیف روحیه ندارند که!!
حالا به جز این موارد یک مطلب جالب در سایت دکتر میثاق خواندم که نظرم را نسبت به دوئست داشتن عوض کرد...در واقع کمی کار ادم شناسی را برایم سخت تر کرد..من ادم اجتماعی هستم اما خیلی اوقات شده که دستور العمل های درجه چندم دوستانم را قبول کرده ام و خواسته هایشان را بر اورده و حرفهایشان را چون دروازه از  یک گوش شنیده و به گوش دیگر سپرده ام فقط به خاطر اینکه مبادا به گوشه قبایشان بر بخورد...رک و راستش می شود اینکه برای اینکه ذهنیتشان راجب من بد نشود حتی خواستهایی را که دوست نداشتم اجابت کردم..اما حالا کاملا به شک افتادم که این کار من اعطاف پذیری  نسبت به رفتار دیگران بود یا کوچک کردن خودم یا محبت طلبی و یا نیاز به دوست نشان دادن خودم و یا.....؟
بذارید مطلب را بگذارم ببینید نظرتان چیست

محبت بر دوقسم است :مهر نیاز و مهر غنا.

یکی ازسر نقص است ودیگری از سرکمال.

یکی وسیله است ودیگری هدف ومطلوب.

در اولی محبوب چون رفع نیاز می کند،دوست داشتنی است ودر دومی ،چون دوست داشتنی است محبوب است.نه بعلت رفع  نیاز ..

در نوع اول مادام که محبوب سود وفایده ای در خور نیاز دارد، محبوب است .در نوع دوم محبوب هر چه کند یا نکند محبوب است. یعنی مهر اولی به فعل است دومی به فاعل . از اولی خودخواهی بر خیزد واز دومی فداکاری.

"گر از دوست چشمت به احسان اوست     تو دربند خویشی نه دربند دوست"

اولی محدود ومشروط است       دومی نامحدود ونامشروط

اولی موقتی وفنا پذیراست      دومی همیشگی وجاودانه

این است که مهر کریمان همیشه ارزشمندتر از مهر حقیران است .

عجیب این است که می توان به محبوب هم مهر نیاز وهم مهر غنا توام با هم داشت.

زیرا مهر به فعل با مهر به فاعل قابل جمع است یعنی می توان محبوب را بخاطر (فعل مفیدش) لطفش بیشتر دوست داشت

مثال:نوع اول: مهر شاگرد به معلم _مخلوق به خالق_فرزند به والدین

مثال:نوع دوم: خالق به مخلوق _معلم به شاگرد_والدین به فرزند

مهر غنا ومحبتش بطور مطلق از سرکمال نیست . زیرا همه ناقصند ونیازمند. از اینروی با ارزش ترین محبت ،محبت خداست به مخلوق وبس.

انسان مهربان چون دلبسته است پس محبت کردن مطلوب اوست در نتیجه وقتی محبت می کند لذت می برد.

انسان مهر طلب چون وابسته است پس محبت کرده وسیله اوست  بنابراین وقتی محبت می کند در انتظار نتیجه رنج می کشد  .


نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸٩/٢/۱ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()


Design By : Pichak