نویسنده تنبل

کسی تو را درک نمی کند؟...نمی فهمند چه می گویی؟...در کار خودت خیلی چیز ها را می فهمی که فکر می کنی دیگران نمی فهمند؟...نگاه خاصی داری؟...کسی تا به حال کشفت نکرده و منتظر موقعیت و ادم ان کار هستی تا در ان شرایط و به وسیله ان ادم کشف شوی؟.....

...سنار بده آش به همین خیال باش...ملت ایران علاوه بر دارا بودن قدمت فرهنگی ٢۵٠٠ ساله(که اخرش هم نفهمیدم چه کوفتی است) در یک زمینه خطیر دیگر هم واقعا حرف اول را می زنند...متوهم بودن

اخر یکی نیست بگوید مرد ناحسابی(شاید هم زن ناحسابی)تو تا حالا در عمرت شده بتوانی خودت را جای یک بازنده بگذاری تا حالا شده با کسی که کسی کنارش نیست بنشینی و از دوستانت دل بکنی . خب وقتی جوابت به این سوال ها و این رقم سوال ها کلا نه است بی خود می کنی توهم این را داشته باشی که نابغه هستی و کسی باید کشفت کند.نه جدا چرا فکر می کنی در کار خاصی مهارت داری؟....اصلا چرا ما ایرانیها فکر می کنیم تافته جدا بافته ایم...چند  وقت پیش  در یکی از روزنامه ها خواندم که پیتزا در اصل یک غذای ایرانی بوده و ایتالیاییها ان را کمی تغییر داده اند و به نام خودشام زده اند و یا اینکه کت و شلوار منبعش اروپا نیست و از ایران رواج پیدا کرده.

اصلا اقا فرض محال که محال نیست.می گوییم باشد همه اینها درست.خب به قول خودتان اینها مال ٢۵٠٠ سال پیش است . ایران ١٣٨٩ چه چیزی برای ارائه دارد؟ فرهنگ؟سنت؟دین؟اداب اجتماعی؟مردمی سخت کوش؟

برای شروع می توان از اسانترین ها شروع کرد....قضاوت نکردن...درک کردن...خود را جای دیگران گذاشتن...

باور کنید می توانیم و ان قدر پتانسیل داریم که درست بشویم...فقط کافی است واقع نگر باشیم وو نه یک انسان متوهم

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/۱٢/۱٧ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()


Design By : Pichak