نویسنده تنبل

روزهای عید به طور کلی خوب بود. مود سویینگ ادامه داشت و حتی شیفت های خیلی رادیکالی تری هم پیدا کرده ود اما به طور کلی اوضاع خوب بود.

خانه را هم رنگ و لمینت کردیم. خیلی بهتر شد. یا حداقل من با زمین لمیننت شده که حال و هوای چوبی بودن به اتاق می دهد انس و الفت بیشتری پیدا می کنم.

دو سه روز پیش که باران و رگبار بی سابقه در تهران امده بود تصمیمم را گرفتم و بر خلاف مخالفت خانواده بدون وسیله رفتم سمت زعفرانیه(مقدس اردبیلی). مسیر را به زور پیدا کردم اما بالاخره توانستم جایی را که میخواستم پیدا کنم. راه رفتن زیر باران آن روز و پیدا کردن و خرید از قنادی وانیلا یکی از بهترین خاطرههای من شده. روزها و شبهایی هم بوده که حال خوش نداشتم و به ناگاه به گریه افتادم. از خودم تعجب می کنم که اینقدر آسیب پدیر شده ام. چیزی که با ریحانه سالهای پیش به شدت فاصله گرفته.

الان 2 تا مساله برام بولد شده

1- چه جوری ا شر این crush لعنتی خلاص بشم

2-چه جوری این تغییر حالاتم رو کنترل کنم.

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩٤/۱/۱٢ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()


Design By : Pichak