نویسنده تنبل

101 مرتبه من به اين خانواده ام مي گويم کفش پاشنه دار و لژ دار به گروه خوني من نمي خورد باز به مغازه دوم نرسيده مادرم يک بووت پاشنه دار را نشان مي کند و مي گويد (( اين خوبه؟)) خب توقع نداشته باشيد ادم بتواند خودش را کنترل کند

در مغازه لباس فروشي توافق بيشتري داريم...کتي را که 1-2 سال پيش گرفته ايم را هنوز در هيچ مهماني نپوشيده ام و باز هم مادرم لباس تازه اي را براي خريد به من پيشنهاد مي کند و من دوباره داغ مي کنم..بعد از 1 ساعت اين پا و ان پا کردن جلو و داخل مغازه ها کمرم رو به شکستن مي رود..

کلا هر موقع ديديد که من به مادرم مي گويم برايم سفيد بگير مطمئن باشيد او براي من سياه را مي گيرد

دلتان نخواهد 2 شب پيش داشتيم سالاد ماکاروني درست مي کرديم.درست عين 2 تا هوو هر کدام در ظرفي جداگانه داشتيم درست مي کرديم..من عاشق طعم ترش يا تند هستم و مادرم ملس و شيرين ويا گه گاه کمي شور...

مبحث جر و بحث هميشگي ما هم که کلا هميشه هست. من هميشه و در همه حال بدنم در دماي رفاه هست ولي مادرم به احتمال 60-70 درصد در ان موقع که بدن من 35-6 درجه است به دماي 20-21 درجه رسيده. من دارم عرق مي کنم و مادرم ژاکت تنش کرده است

شما بگوييد چرا من با اين همه اختلاف باز هم موقعي که از دستم عصباني است انگار دنيا را بر سرم خراب کرده اند؟

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/٩/٥ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()


Design By : Pichak