نویسنده تنبل

 ششمین ماهی که سر کار میرم...با رئیس اهوازی آبم در جوب نمی رود. مرد خشنی که حرف حرف خودش است و مرغش همیشه یک پا دارد. بعد از 6 ماه با اینکه قول داده اما هنوز که هنوز است من را بیمه نکرده. مدام  به کارم انتقاد دارد و در یک کلام سیستم حساب و کتابش به سبک قدیم و سبک فروشگاه است تا شرکت. از دوستانم در شرکت قدیم جدا افتادم. بیشتر اوقات اینجا در اتاق حسابداری تنهایم.

واقعا گاهی اوقات کم می آورم....دلم به این خوش است که مدیر مالی هوایم را دارد.....اگر قضیه توسعه شرکت نبود حتما تا الان امده بودم بیرون اما شرکت دارد توسعه پیدا می کند و سرمایه اش بیشتر می شود. در ضمن دلم نمیخواهد یک بازنده باشم. اگر از ان شرکت بروم یعنی باخت را قبول کردم...ام واقعا خسته ام...اوضاع خانه هم خوب نیست. سعی می کنم صبحها حتما ارایش کمی داشته باشم تا سرحال به نظر برسم 

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٢/٦/٢۳ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()


Design By : Pichak