نویسنده تنبل

بالاخره طلسم سینما نرفتن من هم بعد از یک خرده دعوای معمولی شکسته شد...چه معنی داره دختر خانه بخواد بره سینما و یچند ماه به تاخیر بیفتد.

 بالاخره برای اخرین سانس پله اخر 2 بلیط گرفتم. تعجب کردم چرا اینقدر سالن خلوت بود. فقط نصف سالن پر شده بود با توجه به ساعت سانس باید شلوغ تر می بود. من خودم میدانم سلیقه ام با دوستانم  در فیلم دیدن فرق دارد. یعنی گاهی من فیلمی را دوست دارم اما به نظر انها دیدن ان کاملا بی معنی است و یا حداقل اینطور بوده که    لذت کافی را از ان نمیبردند .. مثلا فیلم پرسه در مه جزو همین فیلمها بود. فکر میکنم پله اخر هم جزو همین فیلمها باشد

خب همان طور که گفتم من فیلم را دوست داشتم. ماجرای فیلم داشت از زبان مردی به نام خسرو روایت میشد. خسرو که عاشق لیلی  است . خسرویی که حتی با وجود اطمینانش از بی علاقگی لیلی به خودش باز هم به او علاقه مند ماند. کل فیلم پر است از خرده داستانها کوچک و بزرگ. از داستان عاشقی لیلی بگیر تا داستان پسرکی که در بچگی یکی محکم زیر گوش خسرو خوابانده و خسر همچنان صدای سوت گوشش را به خاطر دارد

. در دکور و لباسهای فیلم زیاد از رنگ های شاد استفاده نشده چه در سر صحنه فیلمبرداری لیلی ،چه در مجالس و  معابرو چه در لباسهای روزانه زوج در خانه شان .  بازی بازیگران هم به طور توامان،در این بی وزنی رنگها ،شما را به ارامش خوبی دعوت میکند.  وقتی دقت کنید میبینید فیلم  انگار در سکوت دارد ریز ریز داستان را به صورت یک غزل عاشقانه با مصرع های در هم ریخته  وارد ذهنتان میکند . موسیقی فیلم و  تصنیف روح انگیز عالیند؛ خیلی تصنیفش را دوست داشتم کاملا نوستالژیک درست مثل  نمای خارجی خانه خسرو و  لیلی که خسرو هم میگفت تنها کاری بوده که بدون عیب نقص ان را به اتمام رسانده و همه چیز ان بر اساس معماری سنتی بوده. . یکی از دلایلی که فیلم را دوست داشتم همین ارامشش بود. نقش خسرو نقش یک عاشق ارام بود. علی مصفا خیلی قشنگ توانسته به طور غیر کلیشه ای نقش یک عاشق را بازی کند.

از شخصیت لیلی زیاد خوشم نیامد. دوست داشتنی بود اما به هیچ وجه ستودنی نبود. شخصیت زنی که فکر میکند در راس امور است و مردم و اطرافیان هم اتفاقا او را با همین اعتماد به نفس میشناسند. اما خسرو او را با تمام خوبی ها و بدی ها دوست دارد. بدی هایی که شاید حتی شخصیت دکتر تاب زندگی با ان را نداشت 

 وسط های فیلم کم کم دیدم انگار این شخصیت خسر برای من هم شخصیت دوست داشتنی هست بر خلاف تصوری که از خودم داشتم و فکر میکردم که شخصیت پرشور و نشاط من را بیشتر مشتاق دوست داشتن میکند

نوشته شده در جمعه ۱۳٩۱/۱٢/۱۱ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()


Design By : Pichak