نویسنده تنبل

انگار دوباره حس و حال به من دارد بر میگردد. دیشب نشسته بودم و داشتم تست کنکور میزدم و اصلا برایم خستگی اور نبود.واقعا زندگی برای من از نیمسال دوم اغاز میشود. کل تابستان را هم که به من بدهند نمیتوانم به اندازه 1 هفته پاییز راندمان داشته باشم. پاییز یعنی دور تند زندگی، یعنی هات چاکلت، یعنی پیاده روی در ولیعصر، یعنی فیلمهای خوب سینما(مسلما منظورم ایران نیست) . پاییز و زمستان برای من یعنی زندگی. گفته بودم گرمایی هستم. خب این یکی از مهمترین دلایل علاقه من به نیمسال دوم  است. در ضمن برادره هم بیشتر روز را خانه نیست و این خودش نعمتی است که بنده قادر به شکر گزاری آن نیستم

این چند وقت انقدر حالم بد بود که مصمم شده بودم حتما قرص مصرف کنم شاید با خوردن سرترالین یا پروپرانول کمی حالم بهتر شود. امیدوارم حال خوشم ادامه پیدا کند و دوباره روی دور وحشتناک روزمردگی و خستگی نیفتم. که در این صورت واقعا دیگر توان تحمل  حال و رورزم را نخواهم داشت

فیم نوشته:

من خیلی از فیلمهای قدیمی را ندیده ام پس گاهی فیلمی را نگاه میکنم که معمولا افراد در سنین کودکی دیده اند یا کلا زمانی که جوانتر بود دیده اند. اما من تازه موفق به دیدن ان می شوم این را برای این گفتم که بدانید چرا به تازگی 2 فیلم (breakfast in tiffan) صبحانه در تیفانی و (scent of woman) بوی خوش زن را دیدم

. صبحانه در تیفانی را ان چنان دوست نداشتم. واقعا از نا امید کردن دوستان متاسفم می دانم فیلم اسم و رسم داری است اما واقعا فیلمی نبود که بخواهم دوباره ببینمش تنها قسمت دلنشین فیلم ترانه moon river بود و شاید فقط چند سکانس  اما در کل فیلم را دوست نداشتم

اما در عوض از دیدن فیلم بوی خوش زن لذت بردم. داستان فیلم درباره پسری  (چارلی)دبیرستانی است که در تعطیلات عید پاک به جای شرکت در عید میان خانواده اش به قبول مراقبت از یک پیرمرد نابینا تن میدهد تا با پول ان بتواند کریسمس به خانه برود. نقش این پیرمرد نابینا را ال پاچینو به طرز زیبایی بازی میکند. پیرمردی که عاشق نوشیدن و زن است. به شدت باهوش و حساس است. پیرمردی که از زندگی نا امید است و در عین حال از مصاحبت با چارلی لذت میبرد. و سعی دارد او را کمک کند

سکانس رقصیدن ال پاچینو و دختر را از دست ندهید خیلی زیباست. دیدن یک مرد باهوش که با وجود از دست دادن بیناییش میتواند تمام محیط اطرافش را حس کند و بفهمد  افراد در حال انجام چه کاری هستند لذت بخش بود. یکی دیگر از تکه های فیلم که دوست داشتم صحنه ای بود که چارلی به حالت تمسخر سلام نظامی داد و متعاقبا جواب دندان شکن کلنل را هم در جواب سلامش دریافت کرد. بازی در نقش کلنل به نظرم واقعا سخت بود اولین دلیل اینکه ما در سینما کلی ادم نابینا داشته ایم و دوم اینکه شخصیت کلنل شخصیت محبوبی نبوده کما اینکه از طرف برادرش و خانواده اش هم طرد شده و در جوانی  انسان بسیار مغروری بوده. ولی بعد از دیدن فیلم مطمئنم شما هم دوستدار کلنل و چارلی میشوید

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩۱/٧/٤ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()


Design By : Pichak