نویسنده تنبل

نه اتفاقا اصلا هم خسته نیستم به هیچ وجه قصد خود کشی ندارم. اصلا به نظرم کسانی که حتی یک بار در زندگیشان به فکر خودکشی می افتند مغزشان دچار مشکل است روحشان بیمار شده. نمی گویم مقصرند . حرفم این نیست. حرفم اینست که مثل بیماری که دچار شیزوفرنی شده و یا اصلا همین سرماخوردگی خودمان. دیدید ادم وقتی روز های اول مریضی اش هست انگار رسما دارد جان میکند مخصوصا اگه سرماخوردگی هم شدید باشد

خب در این مواقع فکر ادم سالم نیست که حالا بخواهد برایت ارسطویی هم فکر کند. من خودم قبل تر ها وقتی شرایط دور و اطرافم به من فشار میاورد و یا حالا به هر دلیل دیگری کلا مغزم مریض میشد و روحم خسته چاره ای به جز تحمل نمیدیدم.واقعا نمیدیدمولی این چند روزه فهمیدم یکی از مهم ترین دلایل مریضی روحمان به خاطر ادمهایی است که با انها رابطه داریم

بگذارید یک مثال صاف و ساده بزنم: شما حال خوشی ندارید و نشسته اید در خانه و احساس روزمردگی خواب کسلی و اجبار برای نفس کشیدن دارید یکی از دوستانتان تماس میگیرد . گوشی را برمی دارید و شروع می کنید به صحبت کردن هر چه شما از مشکلاتتان می گویید او همین طور راجع به انها با شما شوخی می کند و میبینید مشکلی که شما داشتید خودتان را برای ان نابود می کردید حالا باعث خنده تان شده

خب مسئله نوع نگاه شما به مشکل و ادمهای اطرافتان هستند. دیدید که شما در زمان صحبت با دوستان این چنینی تمام مشکلات خود را از یاد میبرید و اصلا به نظرتان دنیا گل و بلبل است. ولی تا گوشی را می گذارید دوباره ان دنیای تیره و تار بر می گردد سر جای اولش. پیشنهاد من برای شما اینست نوع ارتباطاتتان را تغییر دهید و با دوستانی که خیلی وقت است ارتباط نداشته ایدد دوباره سلام و علیک راه بیندازید

برای فیلم اخر هفته هم می توانید in time را به تماشا بشینید.ایده بسیار جذابی دارد حالا توضیح مفصلش باشد برای بعد.

عکس صرفا جهت یاد اوری زندگی شیرین است

نوشته شده در جمعه ۱۳٩٠/۱۱/۱٤ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()


Design By : Pichak