نویسنده تنبل

در پست قبل به احتضار مردم همیشه در صحنه رساندم که 3-4 عدد سرنگ از خون من در شیشه شد و اما بقیه ماجرا حدود10 روز بعد:

قبل از شروع ماجرا چند تا قبل نوشت داشتم

1- برنده شدن گلدن گلوب  مرا خوشحال کرد البته نه در حد غش و ضعف اما از اینکه مردم دنیا متوجه شدند در ایران عصر شتر سواری تمام شده و فیلمهای خوب هم ساخته می شود خوشحالم . حالا نامزدیش برای فیلنامه ارجینال و بهترین فیلم غیر انگلیسی شادیمان را دوچندان نمود

2-ماجرای گلی خانم و عکسی که ماجراهای بسیار با خود داشت تنها از یک جهت به من مربوط میشد و ان هم از این نظر بود که امیدم به طور کامل برای برگشتنش به ایران نا امید شد. بازی خوب او وزیبایی صورتش غیر قابل انکار بودند اما به شخصه از انداختن ان چنین عکسی اصلا خوشحال نشدم. بدتر از ان اراجیفی بود که بچه ها پای ان عکس و نامه رمان نویس معروف عباس معروفی در مدح عکس نوشته بودند. برخی از کامنتها که واقعا از روی عقده بود بعضی دیگر تا حدی منطقی بود اما در کل جالب بود که بی لباسی و یا لباس دار بودن یک نفر چقدر در وضع مملکت ما تاثیر گذار است :d

حالا ادامه ماجرا: هیچی دیگر خون تو شیشه شده ما برای پاره ای از موارد  مورد ازمایش قرار گرفت و محققان و پزشکان به این نتیجه گرفتند که اهن خون بنده دقیقا یک میلی متر با کف زمین فاصله دارد فلذا بر ان شدند که با قرص اهن و ویتامین ب ان را مداوا سازند بعد از شنیدن خبر مسرت بخش مداوا شدن باز هم به رسم یاد بود بنده برای خود تارتی از اناناس خریداری نموده و لذتش را بردم.(کلا ولم کنید همش تو شیرینی فروشیم )دکتره رژىم غذایی و عادتهام رو که شنیده بود تو کف بود من چطوریه که لاغر موندم. الان مدتی است که قرصها را به ضرب یک لیتر اب روانه بدن می کنم فقط سختی اش اینست که انگار معده باید موقع خوردن قرص اهن خالی باشد که خب در طول 24 ساعت تقریبا این اتفاق به ندرت برای معده من می افتد

و اما دلخوشی این روز های من

 

از میان خیل عظیمی از شخصیت های داستانی و سینمایی که به ندرت در کشور خودمان و به کثرت بسیاری را از ادبیات داستانی اروپا و امریکا  دیده و یا راجبشان خوانده بودم مسلما یکی از محبوب ترینشان برایم شخصیت شرلوک هلمز بوده و هست. جرمی برت با آن هیکل عصا قورت داده و ان صورت سنگی اولین تصویری است که معمولا با شنیدن نام شرلوک در ذهنمان نقش می بندد. پخش سریال شرلوک هلمز در تلویزیون ان هم به صورتی مدید با بازی جرمی باعث این اتفاق است.به نظرم شرلوک نمونه نابغه انسان امروزی بود و این هوش سرشار باعث میشد این ادم منزوی باشد چون عملا به خاطر نبوغش قابلیت برقراری ارتباط با افراد معمولی را نداشت

شبکه بی بی سی اقدام به تهیه نسخه مدرن این داستان البته به صورت مینی سریال کرده بود. کمی دیر در رابطه اش نوشته ام اما اشکال ندارد. فصل اول سریال در سال 2010 در 4 قسمت پخش شد. . منتظر فصل دوم ان بودیم که در اوایل ژانویه امسال قسمت اول از سیزن دوم ان پخش شد و من به نظرم در کل این دو فصل خارق العاده ترین اپیزود ان همین اولین قسمت از فصل دو سریال است. داستان شرلوک جدید و دکتر واتسون در انگلستان امروزی می گذرد. شرلوک و واتسون هر دو بلاگ می نویسند و فضای ارتباطی انها و پیگیری اخبار نیز تا حدی به اینترنت وابسته است.

جیمز موریاریتی را خاطرتان هست همان بد من قصه که در مقابل شرلوک بود فردی که زیرکی خاصی داشت و یکی از اهداف زندگیش از بین بردن شرلوک بود. خب در اینجا هم ما شاهد او هستیم اما در این مینی سریال جدید او یک نابغه سایبری نیز هست.صحنه  ملاقات موریاریتی و شرلوک هم جزو صحنه های خوب سریال و پایان بندی قسمت سوم سیزن2 سریال و نحوه ابراز احساسات واتسون در انتها ی فیلم  هم جزو قسمتهای مورد علاقه من است. 

شرلوک همیشه شبیه برایم یک جور مدینه فاضله برای نوع بشر بوده. کسی که بیکار نیست . کسی که هیچ  چیز برایش بی معنی نیست. از گرد و خاک روی سر سوزن پی به دهها نوع نتیجه گیری منطقی میرسد. باید اعتراف کنم به شدت به دقت و ظریف بینی این شخص حسودم

جمله ای که شرلوک در تاکسی به واتسون گفت به نظرم بسیار درست بود: you just see, you dont observe. (اگر جمله بندی را دست به خاطر سپرده باشم)

نقش این شرلوک مدرن را Benedict Cumberbatch بازی کرده  واتسون را جناب فری من و موریاریتی هم به وسیله Andrew Scott به معنای واقعی کلمه به صورت یک فرد بیمار روانی و با هوش به نمایش گذاشته شده..کار باقی بازیگر ها هم عالی است. حتما ببینید

این هم وبلاگ دکتر واتسون که در ان در رابطه با خودش و شرلوک  می نوشت

http://www.johnwatsonblog.co.uk/

نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٢ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()


Design By : Pichak