نویسنده تنبل

 

در این بحبوحه تکرار داستانهای ابدوغ خیاری (چه در هالیوود و چه در ایران خودمان) من بالاخره توانستم  فیلمی پیدا کنم که از زاویه جدیدی به قصه ای قدیمی نگاه می کرد. فیلم خدمتکار(the help  ) در حال و هوای سالهای 1960 و 1950 می گذرد .شخصیت اسکیتر Skeeter Phelan دختری نامتعارف در زمان خود است.

دختری که دوست پسری ندارد و رویایش پیدا کردن یک همسر  برخلاف دختر های زمان خود نیست. داستان نویسی که رویای نوشتن یک رمان قدرتمند و جذاب را در سر دارد برای نوشتن این داستان خیلی از قوانین عرفی و اجتماعی ان دوران که بر ضد سیاهان بوده را زیر پا می گذارد و این کار موجب نارضایتی دوستانش و خیلی از اطرافیانش در انتها می شود.داستانی درباره زندگی خدمتکاران سیاه پوست و زندگی انها به عنوان خدمتکار در خانه سفیدپوستان.  یکی از نقاط جالب و تازه این کار که تا به حال در فیلمی  نمایش داده نشده به وجود امدن احساس نزدیکی  بسیاری از زنان سفید پوست به خدمتکارن سیاه خود بوده. به طوری که انها را محرم راز خود می کردند اما در بیرون از محیط خانه این امر را پنهان می گردند. نکته مهمتری که در فیلم نظرم را جلب کرد بزرگ کردن بچه های سفید پوستان توسط خدمتکاران و احساسی بود که انها نسبت به هم پیدا می کردند...فیلم خدمتکار برگرفته از کتابی پرفروش با همین نام است که نیویورک تایمز ان را چاپ کرده است.اسکیتر با بازی قشنگ و باور پذیراما استون  برایم جزو قشنگی های کار بود. این سومین فیلمی بود که از این دختر میدیدم. نکته مشترک هر 3 فیلمی که از او در این 3 فیلم دیدم بازی در نقش دختر هایی بوده که با دختر های دیگر فرق دارند و مانند انها رفتار نمی کنند.. در فیلم crazy stupid love  و easy A  و حالا هم the help .این دختر به شدت استعداد دارد اما اگر بخواهد به یک جایی برسد باید حتما یک تغییری در نوع انتخابهایش بدهد.


 فیلم دوم ساخته Steven Soderbergh  تجاری ساز معروف دوران و یکی از کارگردانهای پرکاردر زمینه فیلم های سرگرم کننده  است.سازنده 3 گانه یاران اوشن (من چقدر این فیلم را دوست دارم منظورم 11 است) خب متاسفانه فیلم اخر این کارگردان با وجود تجمع ستاره های معروف هالیوودد نظیر  Matt Damon, Kate Winslet و Jude Lawو حتی بانو Marion Cotillard باز هم نتوانسته موضوع تکراری و دستمایه چندیدن فیلم شده را جمع و جور کند. برای من فیلم هیچ نقطه اوجی نداشت. واقعا هیچ چیز..فیلم قهرمانی نداشت..بد من انچنانی هم نداشت ادم نمی دانست دارد داستانی که اخرش را می داند را برای چه دارد نگاه می کند..


فیلم کلا فقط برای یک بار دیدن خوب است..موضوع مانند هزاران بار دیگر درباره پخش شدن نوعی ویروس بسیار کشنده است که از ترکیبی از سلولهای خفاش و خوک درست شده به همین دلیل  نمی توانند واکسن ان را در وهله اول شیوع بیماری به دست بیاورند اما میبینیم که در انتهای فیلم غیور زنان و مردان امریکایی باز هم جهان را نجات می دهند و باز هم دینی بر گردن ما باقی می گذارند...(من نمی دونم چرا هالیوود عقده داره همش یه کسی رو بفرسته یه جایی یه سری  رو نجات بده حالا فرقی نمی کنه کی و کجا و چطوری)...ولی حالا اینقدر من از فیلم خوب گفتم شما عزیزان یک دفعه دلزده نشوید گفتم که ارزش یک بار دیدن را دارد.

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٥ساعت ٧:۱۳ ‎ق.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()


Design By : Pichak