نویسنده تنبل

من الان در حالت انجماد به سر میبرم..خب برای توضیح اینکه بگویم انجماد چیست باید اول مطلبی به نام روز مردگی را خوب درک کنید (از مشتقات روز مرگی) . روزمردگی همان قضیه خسر دنیا والاخره است. یعنی به امید فردایی بهتر امروزمان را گند زدیم رفت. یعنی همان برنامه دیروز یعنی همان برنامه فردا..یعنی افسردگی محض. معمولا هم افراد نمی خواهند این طور باشند ولی خب اتفاق می افتد فقط بدی اش اینست که وقتی این اتفاق زیادی به طول بینجامد تبدیل به خواست خودت می شود(قسمت مزخرف ماجرا اینجاست) خب حالا انجماد چیست انجماد به نظرم از روز مردگی بهتر است یک جور دوران و عصر یخبندان خودمان است..نه خوب است و نه  بد البته به خودی خود..حالا اینکه فرقش چیست. در روزمردگی خودتان دلتان می خواهد تغییر باشد اما به هزار و یک دلیل نمی شود و قضیه منتهی می شود به یاس و افسردگی اما در انجماد کاملا بر عکس استخودت اصلا نمی خواهی کاری انجام دهی و این اصلا ربطی به افسردگی ندارد ممکن است منجر به افسردگی شود اما لزوما این طور نیست. تو حالت انجماد انگار هیچ گزینه ای برای انجام نیست دیروزت مثل امروزت و مانند فردایت است اما از این بابت ناراحت نیستی فقط هر روز داری فکر می کنی..فکر می کنی به اینکه قرار است اینده ات چگونه باشد...نمی دانم بعد از دوره انجماد دقیقا چه بلایی سر ادم میاد اما امیدوارم یه تغییری رو به دنبال داشته باشد

الان همین 1 پاراگرافی که نوشتم خودم هم موندم توش

فیلم های املی و midnight in paris را دانلود کردم انشالله میبینمشان و برایتان سخنرانی می کنم

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩٠/٧/٢٠ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()


Design By : Pichak