نویسنده تنبل

امروز قبل از سحر چشمانم چنان مست خواب بود که مجبور شدم از ترس اینکه مبادا دم سحری خوابم بگیرد بروم روی زمین بخوابم. می دانستم روی تخت خوابیدن همان و خواب ماندن هم همان. اصلا الان که دقت می کنم من خودم خدای خوابهای بی موقع ام .توی انشگاه یادم هست یک کلاسی داشتیم ساعت 4تا 7 بود. استاد هم نامردی نمی کرد و یک سره کلاس را می گرداند. بدون انتراکت. ان موقع قیافه من دیدنی بود. من عادت به خواب ظهر دارم. برای رفتن سر کلاس باید 3 از خانه حرکت میکردم.(پدر بی ماشینی بسوزد) شما فکر کنید برای ادمی که مست خواب است و عادت به خواب ظهر دارد چه زجری بد تر از این. خوشبختی ان روز من نامتناهی بود کلاس ما در ترم زمستان بود و متعاقبا طرف های ساعت 5 کلاس تاریک میشد و نور درون کلاس مهتابی بود تماما هم نور سفید. کلاس تاریک—مهتابی سفید..کلاس یه سره تا شش و نیم..مبحث هم تئوری..ان هم وقت خواب من...پلکهایم را مانند فیلم بایسیکل ران با دست نگه می داشتم مبادا روی هم بیفتد.نگاه به ساعتم می انداختم میدیدم لامصب عقربه ها از جای خود تکان نخورده اند. قسمت قشنگ ماجرا اینجا بود که زمانی که از کلاس بیرون می امدم دیگر اثری از خواب نبود...یعنی یا کلاس به روح اعتقاد نداشت یا بدن من. سر کلاس حسابرسی هم همین طور منتها با این تفاوت که ان کلاس دقیقا خود ظهر برگزار میشد . بعد از نهار.من جسما سر کلاس بودم اما رسما روحم هم از چیز هایی که استاد می گفت خبر نداشتم

نمونه مردمی تر این فاجعه را احتمالا در دوران مدرسه همه تجربه کرده ایم. صبح ها و وقت رفتن به مدرسه ساعت 7 . چشمها پر خواب. اصلا ادم را ول می کردند سر همان توالت خوابم میبرد..پدر بیچاره ام از ساعت شش و نیم شروع میکرد به بیدار کردن من. من هم با التماس می گفتم(( بابا 1 دقیقه دیگر جون من 1 دقیقه دیگه بیدار میشم))..حاضرم شهادت بدم ان راندمان خوابی که ان 1 دقیقه برایم داشت 4 ساعت خواب بعد از ظهر برایم نداشت . اخرش هم همیشه خدا راه مدرسه تا خانه را من بدو بودم. خدا می داند چند دفعه دیر سر کلاس رسیدم. امروز سحر هم از ان خوابها بود ان قدر دوست داشتم بخوابم که نگو ..فکر می کنم اصلا این را جزو قوانین مورفی بگذارند جای دوری نمی رود

 

(( زمانی که احتیاج شدید به خواب داری شرایط خواب نداری زمانی که شرایط خواب داری خواب الود نیستی))

نوشته شده در دوشنبه ۱۳٩٠/٥/۳۱ساعت ٦:٤٩ ‎ق.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()


Design By : Pichak