نویسنده تنبل

یه دوستی داشتم که چندان نزدیک هم نبود اما یک بار یک حرفی زد که به نظرم به شدت منطقی میومد.

گفت هر چی تو مغزته بنویس - . حرفش رو زیاد جدی نگرفتم اما به نظرم جالب و کارامد اود. گفت بنویس تا دیوونه نشی

حالا من می نویسم........من دارم به کشتن رییسم فکر میکنم.. به زجر کش کردنش.. به اینکه صدای ناله های ناشی از دردش رو بشنوم..این چیزی بود که تو مغزم بود

نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩٥/٥/۳۱ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()


Design By : Pichak