نویسنده تنبل

  1. رای دادم  به ادامه دهنده راه اصلاح طلب ها.برنده شد.خیالم راحته الان
  2. بیشتر از هر زمان دیگه ای تو زندگی ام احتیاج به نوازش دارم 
  3. یه فکری تو ذهنمه...یا پارانوییده یا واقعی: تو شرکت دارم زیادی با همه رفیق میشم
  4. دلم گرفته و خسته ام تو این 2-3 روزه. هیچ کدام از رفقا در دسترس نیستند این چند روزه متاسفانه
  5. تشویق شدم به اینکه شب که بر میگردم خانه شروع کنم به نوشتن و این کار را ادامه دهم.امیدوارم بتوانم و ترس از کاغذ سفید بگذارد
نوشته شده در شنبه ۱۳٩٢/۳/٢٥ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()

  1. رای دادم  به ادامه دهنده راه اصلاح طلب ها
  2. بیشتر از هر زمان دیگه ای تو زندگی ام احتیاج به نوازش دارم 
  3. یه فکری تو ذهنمه...یا پارانوییده یا واقعی: تو شرکت دارم زیادی با همه رفیق میشم
  4. دلم گرفته و خسته ام تو این 2-3 روزه. هیچ کدام از رفقا در دسترس نیستند این چند روزه متاسفانه
  5. تشویق شدم به اینکه شب که بر میگردم خانه شروع کنم به نوشتن و این کار را ادامه دهم.امیدوارم بتوانم و ترس از کاغذ سفید بگذارد
نوشته شده در شنبه ۱۳٩٢/۳/٢٥ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()

این 4 روز تعطیلی چگونه گذشت؟

2 روز اول در دماوند در باغچه پدری همراه با پدر و مادر گذشت. خوب بود اما خودم بودم خو خودم همراه با یک عدد لپ تاپ و یک عدد هارد

نشستم و 1- 2 عدد سخنرانی تد ted talk را نگاه کردم و اعتراف میکنم یکی از بهترین سخنرانی ها بود. ملت سخنرانی میکنن ماهم سخنرانی میکنیم. خدا رو شگر سخنرانی های تد به همه زبانها زیرنویس داره برا همین خیلی راحت میتونید متوجه بشید چی میگه

به جز ان هم یکی دو قسمت از فرندز را دیدم. باقی روز را هم به دیدن مناظر و بطلان وقت گذشت

روز بعدی به تمیز کردن خانه و اتاق گذشت و امروز هم به درست کردن تیرامیسو کیک اسفنجی......

به شدت دلم هوای دوستانم را کرده بود اما هیچ کدام در دسترس نبودند و این به شدت نارا حتم کرده بود و احساس تنهایی داشت خفه ام میکرد

وضع کار و بار هم فعلا خوب است.. 1-2 سوتی در هنگام انجام حسابها دادم که خدا رو شکر قابل رفع و رجوع بود. 

نوشته شده در جمعه ۱۳٩٢/۳/۱٧ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()

عینک و عدسی عینک اینقدر گرون شده؟؟؟.....بعد عمری رفتم ععینکم رو عوض کنم شد 400 تومن.....الان هم دلم میسوزه که چرا عینک خریدم هم اینکه شاید همین پول رو میتونستم لنز بخرم.

 

بنده همچنان بعد دو ماه کار اموز به حساب میام. تعجب انگیزناکه این قضیه برام. چون من ساعت 9 اونجام و به ندرت شده که بتونم راس ساعت 7 بیام بیرون. یا 7.30 اومدم بیرون یا نزدیک 8. و واقعا هم دارم اونجا کار میکنم . کمتر تایمی رو برای بیکاری پیدا میکنم. الان یه کم زورم میاد بهم 100- 150 تومن بدن

تو کل این قضایا یکسری نکات مثبت هم وجود دارد. مدیر مالیمان را دوست دارم. هم شخصیتا  و هم از لحاظ کاری. خیلی صبورانه همه چیز را توضیح میدهد و در عین حال هر وقت بعد از ظهر ها به شرکت می اید ما بیشتر تایم کاری را شاد میگذرانیم.و این خودش موهبتی است.

 جدیدا فهمیدم به مدرک ICDL احتیاج دارم. باید بروم جایی که قبول کند فقط بروم امتحان بدهم و مدرک بدهد و از من حضور در کلاس نخواهد

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٢/۳/٩ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()


Design By : Pichak