نویسنده تنبل

امروز رفته بودم نان بخرم دیدم با وجود نانهایی که روی پیشخوان گذاشته شده اما هیچ کدام از افرادی که تو صف ایستاده بودند به نانها دست نمیزدند. شاطر امد دم پیشخوان و گفت کسی این نانها را نمی خواهد. کسی دست نزد. قسمتی از نانها سوخته بود.. قسمتی تکه تکه شده. کسی به نانها دست نزد. شاطر کمی ناراحت شد و نانها را به داخل برد. مدتی بعد گفت 2 تا خاشخاشی اینجا هست کسی نمی خواد؟.(تنور تازه زده بود و طول میکشید تا نانها اماده شود)یکی از مردها گفت من می خوام. شاطر نانها را با دست کشیده شده به سمت مرد دراز کرد و باقی راه را که دستش نمیرسید نان را هل داد. مرد نگاهی به نانها انداخت. نانها تا حدی سوخته بود.یک تکه از نان کلا کنده شده بود. مرد رو به شاطر گفت نمی خوام. شاطر که مشخص بود عصبانی شده است .نانها را گرفت و انگاری دارد با دری صحبت میکند تا دیواری بشنود گفت باشه. این بهترین ارد بود. حالا بذار نون تازه دربیاد . یه نونی بدم بهتون...حالا واسا. من با حالتی گیج و با قیافه ای پف الود که مشخص بود تازه از رختخواب در امده است فقط شاهد ماجرا بودم. اخه ادم برا نونی که پولش رو میگیره و تازه چندان مناسب هم نیست منت میذاره؟

حرف از ارزونی شد یک مسئله دیگر هم یادم امد. رفته بودم برای سرمایه گذاری و صحه گذاری بر کدبانوگری خویش میزان متنابهی ارد بگیرم برای پخت کیک . بسته را برداشتم و طبق عادت دیرینه ابتدا اتکت قیمتش را جستجو نمودم و دیدم برای ارد تک ماکارون زده 1200 تومن. برق از چشام پرید کف مغازه. حالا حتما میگید بدبخت خسیس حالا جونت درمیاد 1200 تومن بدی؟؟. بنده باید عرض کنم خب 1200 پولی نیست. برق گرفتگی من هم بابت خود رقم نبود بلکه بابت افزایش قیمتی بود که دیدم.حدود 2 هفته پیش یا کمتر من یک بسته ارد خریده بودم از همین مارک با قیمت 300 تومن.....به مغازه دار میگم اقا این چرا قیمتش 4 برابر شده؟ میگه خانم ان بسته ای که شما خریدی حتما وزنش کمتر بوده. رفتم خانه میبینم نخیر وزن ارد مذکور مانند همان اولی است و حرف من درست بوده و قیمت 4 برابر شده...من کلا از اون روز تا حالا دارم دنبال کار میگردم. خب در اینجا پی به بی مشکل بودن مملکت خویش (بر طبق گفته عمو محمود) از نظر مشکل تورم  میبریم. باشد که از این به بعد بیشتر به حرفهای عمو گوش کنیم

خب زیادی از خوبی و خوشی گفتیم پایان برنامه همه شما را به دیدن فیلم extremely loud & incredibly close دعوت مینماییم...هنوز خودم فیلم را ندیده ام اما تا انجا شنیده ام دوست داشتنی بوده. برای عید فکر میکردم تی وی فیلم هوگو را بگذارد اما نگار نیستش. اشکال ندارد البته چند عدد فیلم خوب دیگر که اتفاقا خودم هنوز ندیده بودم را گذاشته

 اها راستی عیدتون هم پیش پیش مبارک.

نوشته شده در جمعه ۱۳٩٠/۱٢/٢٦ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()

پاهام هنوز درست و درمان جان نگرفته. هنوز صبح علی اطلوع از خواب بلند نشده احساس می کنم پای راستم میلنگه...یعنی خستگی در این حد. تو این 3 روز اندازه یک هفته پیاده روی راه رفتم.ولی خیلی خوش گذشت حیف شد که 2 روز از 3 روز هوا به شدت طوفانی بود و وزش باد مداوم نمی گذاشت که عملا شبها زیاد بیرون باشیم  و لب ساحل برویم . بیشترین چیزی که من انجا دوست داشتم رعایت قوانین و مقررات بود.وقتی ماشین جلوی پایم توقف کرد تا من از خیابان رد شوم داشتم شاخ در می اوردم. تو تهران بحث دیه نباشه ماشین تو رو با اسفالت یکی میدانند و از رویت رد می شوند.گاهی هم که تازه داد و بیداد و فحش که چرا امدی جلوی ماشین من و من را مجبور به توقف کردی یعنی وقاحت در این حد. حالا با این اوصاف یکی می اید جلویت و برایت می ایستد تا از خیابان رد شوی....اب و هوا هم که درجه یک بود. ولی یک درس بسیار بزرگ گرفتم. کیش جای خرید نیست...اگر هم می خواهید خرید کنید باید قیمت همه جنس ها را از تهران داشته باشید چون به شدت انجا بنداز بنداز است.من دلم دوچرخه میخواست اما با برنامه خانواده جور نشد و من الان حدود 1/5 %دپرس هستم

 

یک فیلم خوبی که منتظر امدن کیفیت خوبش بودم و به تازگی دانلود و تماشا کردم فیلم carnage جناب پولانسکی بود. یعنی به معنای کاملا حقیقی روایت امروز روابط ما انسانها است. ادمهایی به ظاهر متمدن و مبادی اداب که بعد از مدتی پی به باطن واقعی شان میبریم.یک اصلاح نه چندان مناسب برای این جور مواقع هست که میگویند ان حیوان درونیشان بروز کرده....من خودم فیلم را به خاطر بازی قوی کیت وینسلت جودی فاستر و کریستوف والتز دوست داشتم...مخصوصا بازی عالی فاستر و همین طور فیلمنامه خوب ان

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢۳ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()

به دلایل متعدد من اصولا با فصل گرما مشکل دارم . مهمترینش هم همین گرمایی بودن من میباشد که دوستانی که من را میشناسند می دانند من اصولا کوره متحرک هستم در این حد که در زمستان به یکدست تیشرت نازک و مانتو معمولی اکتفا می کنم. اما این اب و هوای اسفند و فروردین  را با وجود گرمای نسبی اش و خبر اوردن از امدن فصل های گرم سال دوست دارم.کلا یک مقدار متنابهی شادی اور است.خود عید به شرط اینکه یادم نیاورد یکسال را به بطالت گذراندم خوشی اور است ولی روزهای قبلش را بیشتر دوست دارم.دوست دارم یک برنامه ریزی دقیق برای تک تک ماهای سال اینده داشته باشم تا واقعا از این انرژی این روزهایم استفاده درست داشته باشم

. داشتم در مورد شادی میگفتم , یک سری انسان خجسته ای هستند که به من میگویند تو خیلی شکمویی . من به شدت با این تهمت دروغین و نا روا مخالف هستم. هر انسانی در زندگی تفریحی دارد . من یکی از بهترین تفریحاتم درست کردن دسر و خوردن ان است. ربطی به شکمو بودن انسانها ندارد به جان خودم. اصلا یکی از دلایلی که باعث شد بروم برنامه بفرمایید شام ایرانی را بخرم همین بود. یکسری انسان شاد کام مینشینند برای هم غذا درست میکنند و تا انجا که میتوانند خلاقیت به خرج می دهندو مینشینند دور هم و کلی میخندند و کلا شب خوبی است. تا انجا که تحقیق و تفحص کردم این برنامه بفرمایید شام یک برنامه بین المللی است که  حدود 20-30 کشور ان را در حال پخش دارند. حتی برخی کشورها 2 تا از شبکه هایشان این برنامه را پخش میکنند.در ابتدا بنیانگذار این برنامه  شبکه 4 بریتانیا بوده و برنامه به نام come dine with me  را روی انتن برده. به خاطر پرطرفدار بودن برنامه این برنامه سالها ادامه داشته و انحصار ان هم به کشورهای مختلف فروخته شده. حالا این که چرا بعضی ها میگویند این کار بیژن بیرنگ کپی کاری بوده را واقعا نمی فهمم. مثل این می ماند که بگویند مسابقه تلفنی یک کپی کاری است. خب همه کشورها این برنامه مسابقه تلفنی را دارند.

تا به حال 2 شب از این برنامه منتشر شده و به نظرم عالی بوده. مهمانهای دور اول برنامه مهدی پاکدل رامبد جوان و اشکان خطیبی و سروش صحت هستند.شب اول در رستوران نعنا  میزبان اشکان خطیبی بودیم  و کلی غذا و دسر خوشمزه و میزان زیادی خنده. شب دوم هم پا به خانه رامبد جوان گذاشتیم و شما فکر کنید موجود نازنینی  به نام رامبد جوان  که اصلا ادم او را میبیند انرژی مضاعف میگیرد شام و دسر درست کند و شب هم کلی با سروش صحت بگو بخند جالب راه انداخت که تماشایی بود.باورم نمیشد این ابشار(جمع بشر) بتوانند غذا و دسر درست کنند. رستوران لوکس نعنا لوکیشن اول کار بود و خانه رامبد جوان لوکیشن دوم با یک اشپزخانه نسبتا بزرگ.

خیلی خیلی مشتاقم شب سوم را ببینم چون سروش صحت میزبان است و بر طبق گفته خودش سررشته چندانی از اشپزی ندارد و فقط به خاطر دور هم نشینی شرکت در مسابقه را قبول کرده. خدا را شکر تا اینجای کار من را شاد کرده امیدوارم شما را هم شاد کند     

اخرنوشت::::-من نمی دونم چرا وقتی اصغر فرهادی اسکار را برد چندان ذوق نکردم انگار اصلا یک امر مسلمی اتفاق افتاده و اصلا اگر جز این میشد من باید متعجب میشدم. کلا تبریک گو هستیم بابت این اتفاق خجسته اما خواستم روراست باشم با شما در مورد احساساتم
                          

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱۱ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()


Design By : Pichak