نویسنده تنبل

اینکه ادم مودی گونه یا به عبارتی دمدمی مزاج باشی خدا تومن فرق دارد با این که زندگیت شده باشد عینهو نمودار سینوسی..یک دفعه در قله باشی و یک ان در قعر مشکلات. همه می گویند طبیعی است..مانند ضربان قلب که اگر بالا و پایین نداشته باشد و بشود یک خط ممتد ان وقت دیگر تو هم نیستی..خب به نظرم تا یک جایی درست است از یک جایی به بعدش می شود قضیه کتک کاری زن و مرد که می گویند نمک زندگی است..دیگر به این شوری ها هم نمی شود گفت نمک..بیشتر شبیه سم است تا نمک....خدایی بعضی اوقات ادم به یک ری استارت حسابی نیاز داره..می رویم فردا و پس فردا بیرون به امید اینکه امام حسین خودش خستگی ها را از تنمان در بیاورد  و کمک کند زندگی هامان را ان طوری که لیاقتمان است ادامه بدهیم

اگه گوشی گم بشه نمیشه رد یابیش کرد؟..یعنی هیچ راهی برای پیدا کردنش نیست؟ 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸٩/٩/٢٤ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()

 

گاهی باید برای خودمون یاد اوری کنیم که بچه بودیم و مهم تر از ان اینکه ارزوهای بچگیمان را مرور کنیم. یادم می اید زمانی که بچه تر بودم ارزو داشتم ماهیانه 50000 تومان  از پدر م پول بگیرم و مطمئن بودم که بیشتر از 20000 توان خرج نمی کنم و بقیه اش حتما پس انداز می شود و بعد از مدتی می توانم با پولهایی که پس انداز کردم کلی وسیله بخرم.یکی از این وسایل توپ والیبال میکاسا بود . الان ماهیانه من 50000 تومان است. اما به زور 5000 تومان ان هم به اخر ماه می رسد.با این گرانی حمل و نقل بیشتر پولم صرف مترو و تاکسی و اتوبوس می شود. دوست داشتم اجازه داشته باشم خودم بروم بیرون و بیایم بدون اقا بالا سر.. خب حالا می شود..الان می توانم توپ میکاسا را بخرم اما خودم این کار را نمی کنم چون به نظرم خرج غیر ضروری است. حالا من با ز هم پولهایم را پس انداز می کنم اما دیگر 50 تومان به کارم نمی اید. حالا خودم به یونی می روم و می ایم اما دلم می خواهد کس دیگری بیاید دنبالم . هر چه که در بچگی و نوجوانی ارزویش را داشتم تقریبا بدون اینکه متوجه شوم به واقعیت پیوسته اما من باز هم بیشتر می خواهم نمی دانم این نفس کمال گرا است  یا از حرص و طمع زیاد من. به یاد بچگی ها هم که شده سراغ یکسری فیلمهای تین ایجری و انیمیشن رفته بودم. 2 تا انیمشن خوب که یکی در حال اکران و دیگری در بدو اکران است. انیمیشن اول به نام tangled  حسابی قاپ تماشاگران را دزدیده و از دیگر شاهکار های دیزنی است. ماجرای این انیمیشن حال و هوای داستانها و کارتونهای دهه 90 را به نظرم دارد. ماجرای پرنسسی  با موهای بلند که در قصری زندانی است و ....( پاشین دانلودش کنین ببینین دیگه) .دیگر انیمیشن که در بدو ورود قرار دارد و من به شخصه با دیدن تریلرش کلی قربان صدقه اش رفتم انیمیشنی راجب موشی بانمک و شیطان  به نام فرد. انیمیشن با نام hop  احتمالا فروردین ماه اکران می شود..می دانم خیلی مانده اما خب دلم نیامد راجبش ننویسم. انیمیشن دیگری نیز به تازگی اکران شده  به نام mega mind  که واقعیتش هنوز ان را ندیده ام. من انیمیشن  despicable me را هم نتوانستم پیدا کنم. احتمالا باید خودم دانلودش کنم.اگر این دو انیمیشن اخر را کسی دیده به من هم راجبش بگوید

در زمینه ترغیب بیشتر شما به دنیای کودکی چند وبسایت شکلاتی هم که سایت فاروکسا پیشنهاد داده..به نظرتان می رسانیم 

 

http://faroxa.com/post/showcase-sweet-chocolate-websites/ 

نوشته شده در جمعه ۱۳۸٩/٩/۱٢ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()

مثل همیشه در فیس بوک می چرخیدم و پیجها را سر کشی می کردم که به خبری برخوردم (( چلچراغ توقیف شد )) . با خودم گفتم حتما دوباره شایعه کردند. جرئتشان برای چاپ مطالب بالا بود ( منظور شوخی های سیاسی  است) که بعید می دانستم دلیلی  بالاتر از این برای توقیف وجود داشته باشد که اگر دلیل این بود باید بار ها و بار ها این مجله تا به حال توقیف می شد.فکر کردم خبر شایعه هست. به دکه کنار بلوک رفتم و خبر را پرسیدم.گفت(( اره..مگر چه داشته شماره قبل )).سایت خواب بزرگ هم که نویسنده اش از نویسندگان 40 چراغ است خبر را تا یید کرد. من مانده بودم و بهت خبر. باور بکنید یا نه یک مجله یا روزنامه و یا هفته نامه می تواند یک نوستالژی باشد . 40 چراغ برای من یک نوستالژی هشت ساله بود. نوستالژی نوجوانی و اوایل جوانیم. اولین شماره ای که از  40چراغ  خریدم مصاحبه با لاله و ستاره اسکندری روی جلدش بود. ان موقع زمان اوج این دو خواهر بود..بعد از ان معتاد شدم .40 چراغ صدای نسل سوم بود (کاش فعل ماضی هیچ وقت صرف نمی شد) .حالا من را به یکباره از تمام نو جوانیم و دوست کاغذیم جدا کردند...چرا؟..هنوز هم نمی فهمم. امیدوارم دوباره 40 چراغش روشن و پر نور شود

قرار بود از inception بنویسم.بعد از دیدن فیلم درباره فیلم و مصاحبه با دی کاپریو کمی سرچ کردم.سایت یک پزشک و نسیمانه به خوبی راجب فیلم نوشته بودند.موسیقی فیلم و اهنگی که در طول داستان برای سینک کردن ذهن بازیگران در طول خوابها به کار برده شد فوق العاده بود. لینک چند تا از اهنگها را به عنوان نمونه با اهنگسازی hanns zimmer و از البومش که با نام خود فیلم بیرون داده برایتان گذاشته ام.بهترین سایتی که در بین سرچها دیدم یک ی مصاحبه ای بود که با دی کاپریو در ان بود ولی خب انگلیسی بود و زیاد..بنا بر این توقع نداشته باشید ترجمه را اینجا بگذارم. ولی جالب تر سایت ویکی پدیا بود. به جز توضیح سیناپس فیلم و اوردن نقد بعضی منتقدان سر شناس توضیحی علمی در رابطه با وقایع فیلم داشت که در تر جمه فارسی صفحه کلا حذف شده بود و در واقع ترجمه نشده بود.

  http://up./Files0/372c8064603e4a4dafb9.mp3

1- این که در خواب به خواب دیگری فرو برویم حقیقت دارد    

2- اینکه زمان در لایه های زیرین ذهن کند تر است هم حقیقت دارد( در برنامه فرزاد حسنی  مهمان برنامه که روانشناس بود این گفته را تا کید کرد .. یادم نمی اید در ویکی پدیا بود یا نه)

3- مبحثی به نام پارادوکس را همه می شناسیم اما کاربرد ان در معماری ایده ای بود که نولان ( کارگردان فیلم) از ان به خوبی بهره جسته بود.

ساخت این پله غیر ممکن است

4- بحث به اشتراک گذاشتن یک تخیل برای چند نفر می تواند به حقیقت مبدل شود و یا به عبارتی می توانید به رویای افراد دیگر داخل شوید

اینها نمونه هایی از مسائل فیلم بودند. اما تماما تا زمانی که فیلم را ندیده اید برایتان بی معنی اند.

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸٩/٩/٤ساعت ٤:۱٧ ‎ق.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()


Design By : Pichak