نویسنده تنبل

به عنوان اولین یک داوطلب چند کتاب و فیلم را معرفی می کنم.

این فیلمها و کتابها زیاد به روز نیستند اما واقعا قشنگند

در گروه فیلمها

1-فیلم غرور و تعصب ساخته 2005 برای افرادی که طرفدار فیلمهای رمانتیک هستند پیشنهاد خوبی است

2-فیلم من سم هستم با بازی درخشان شاون پن یکی از قشنگ ترین فیلمهایی بود که دیدم.

3-نمی دانم کسی اینجا هست فیلم لئون را ندیده باشد...اگر کسی هست بی سر و صدا برود فیلم را ببیند و اصلا صدایش را در نیاورد که تا بحال ندیده

4-نمی دانم 3 گانه گروه اوشن را در چه ژانری طبقه بندی می کنند اما هر چه هست تا پایان شما را پای مانیتور نگه می دارد

در گروه کتاب

1-بادبادک باز ..کسی نیست که رمان را خوانده باشد و فکر کند وقتش تلف شده

2-دزیره..این یکی را به طور استثنا فقط برای کرم کتابها یا افرادی که همت خواندن کتابهای قطور را دارند پیشنهاد می کنم

3-سوپ جوجه برای روح..مجموعه داستانهای کوتاه این کتاب برای ادمهایی که روحشان خسته یا بیمار یا نیازمند یه تقویتی اساسی است معرفی می کنم

کتابها و فیلمهای خوب بیش از این حرفهاست..عجالتا شما این چند تا را داشته باشید

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/٢٩ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()

سلام .بعد از پست قبلی  فکری به ذهنم رسید.

من خودم بارها با این مشکل مواجه بودم که  می خواستم کتاب یا فیلمی را بخرم که بعد از خواندن یا دیدن پشیمان نشوم اما نمی توانستم خلاصه ای از فیلم هایی که قبلا دیده ام را به سی دی فروش بدهم تا بفهمد من از چه فیلمی خوشم می اید . این معضل در مورد کتاب خیلی بد تر است.

١-در ١ سال لا اقل ۵-۶ فیلم خوب به بازار می اید اما ممکن است همین تعداد کتاب در بازار نباشد

٢-حداکثر قیمت یک فیلم ٢٠٠٠ تومان است اما کتاب را شما باید از کف ٢٠٠٠ تومان شروع کنید

٣-برای شادی روح خانواده خود و خودتان هم که شده از این به بعد هر فیلم یا کتابی که خریدید و به نظرتان سود کردید را انجا بنویسید

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/٧/٢٧ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()

  فیلم رو یکی از دوستانم روز تولدم بهم داد.موقعی که فیلم رو داد گفت ((ببخشید اینو می گم ولی خیلی خیلی خیلی مزخرف بود)). چند روز قبل تولدم اس ام اس زده بود و لیست فیلم هایی که دوست داشتم رو ازمن گرفته بود.فیلم Revolutionary Road هم جزو این لیست بود.با خودم گفتم اخه اگه بد بود پس برا چی کادو دادیش.بعدش گفتم بی خیال و نشستم فیلم رو دیدم. بماند که به هوای حضور خانواده مجبور شدم فیلم 2 ساعته رو 5-6 دفعه قطع کنم و دوباره استارت بزنم.

تنها چیزی که می دونم اینه که فیلم مزخرف که نبود هیچ..به نظر من به حق رتبه 6 بهترین فیلمهای 2008 رو از ان خودش کرده بود.

یا مثلا چند وقت قبل به یکی از دوستانم توصیه کردم درباره الی رو ببینه ولی بعد از برگشتنش از سینما گفت به جان خودش کل پول بلیت را از حلقومم بیرون می کشد.

فیلم revolutionary road راجب خانواده ای بود (در واقع مرد خانواده) که می ترسید با وجود تمام رویا های ممکن و قشنگی که داشت در زندگی خود تغییر ایجاد کند و کاری را دوست نداشت ول کند.در فیلم درباره الی هم که مستحضر هستید چه اتفاقاتی می افتد. باورکنید هم قضاوتهای نادرستی که در درباره الی انجام شد و هم ترس از تغییری که در revolutionary road نشان داده شد را همه ما بارها و بارها تجربه کرده ایم .حالا نمی دانم باز چرا خیلی ها این جور فیلم ها را مزخرف می دانند انگار که یکی دست گذاشته باشد روی نقطه هایی از زندگیشان که اتفاقا دوست ندارند بهش فکر کنند

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/٢٢ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()

شنیدید میگویند هر انسانی اسطوره زندگی خویش است.؟.من کاملا با این نظریه موافقم

دقت کرده اید وقتی سر کلاس  هستید یا  در حال رانندگی هستید یا دارید از پنجره ماشین ادمهای توی پیاده رو و داخل ماشین را نگاه می کنید معمولا به این فکر       می کنید که انها انسانهایی عادی با دغدغه ای معمولی هستند ولی زندگی شما کاملا متفاوت و طرز تفکرات شما خاص تراست. خب شاید بد نباشد شما هم فکر کنید انسانی معمولی هستید و یا فکر کنید تفکراتی که می پندارید خیلی خاص هستند به ذهن دیگران نیز خطور می کنند, شاید این باعث شود کمی از غرور و تعصب شما کم شود.شاید باعث شود وقتی با کسی دعوا می کنید و یا به کسی کم محلی می کنید دیگر توقع نداشته باشید طرف با همان حرکت اول بفهمد شما چرا انکار را کردید

شما انسان خاصی هستید اما تا موقعی که شکوفا نشده اید نه.پس لازم است مانند انسانهای عادی دیگر دلیل برخی کارهایتان را به دیگران بگویید و توقع نداشته باشید دیگران بدون اینکه حرفی بزنید در موقع مشکلات به کمک شما بیایند

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/۱٥ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()

من تو این مدت کوتاه زندگیم که تقریبا می تونم بگم 60-70 % رو پای تلویزیون هدر دادم چند تایی برنامه بوده که دوست داشتم.یکی دوتاش که خوب یادمه ((برنامه اردیبهشت)) با کارشناسی ابراهیم میثاق ,دومیش هم برنامه((این شب ها)) است. خداییش مطلب دارند.وقتی اقای میثاق راجب سپاسگزاری حرف می زد فهمیدم که تقریبا شخصیت من هیچ ربطی به ادمیزاد نداره .یا بهتر بگم ادمی که تو برنامه راجع بهس صحبت می کردند من نبودم .می گفت ما 3 نوع ادم داریم.

1-کسانی که 1 بار لطف می کنی و تا اخر عمر سپاسگزارند

2-یک بار لطف می کنی و یک بار سپاسگزارند

3-انسانهای ناسپاس(احتمالا بیشتر زندگیم رو تو این وضعیت بودم) که میگن بدترین کار کمک کردن به این جور ادم هاست

خدایییش چند دفعه یکی بهت یه لطفی کرده و چند وقت بعد به خاطر اشتباهش لطفش رو از یاد بردی؟؟؟

نمی گم این کار اسونیه بلکه بر عکس می گم انقدر سخته که تا حالا نتونستم انجام بدم..

ممنون می شم یکی بگه چطوری می شه سپاسگزار بودمتفکر

نوشته شده در جمعه ۱۳۸۸/٧/۱٠ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()

دانشگاه چند وقتیه شروع شده اما نمی دونم چرا( در واقع می دونم چرا) به نظرم یه جور وقت تلف کردنه.تا قبل کنکور تمام زندگیمونو ول کرده بودیم به هوای مدرسه و کنکور..حالا اومدیم دانشگاه و می خوایم تلافی تمام 12 سال مدرسه رو اینجا در بیاریم خب معلومه نمیشه. چند وقتیه کتاب خوب دستم نیومده ..چند وقتیه پارک نبودم..یه چند وقتی می شه مطلب درست و حسابی ننوشتم..شما کل این غر غر ها رو بزار به حساب درد و دل

نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/٧/٤ساعت ٧:٠٧ ‎ق.ظ توسط ریحانه.م نظرات ()


Design By : Pichak